« اى على ، تو حجّت و بابِ خداوند هستى ، و تو راه به سوى خداوند ، و تو آن خبر عظيم و صراط مستقيم و مثل أعلى ، و امام مسلمين و اميرالمؤمنين و بهترين جانشينان و سرور بسيار راستگويان مىباشى . اى على ، تو فاروق اعظم و صديق اكبر هستى ، و حزب تو حزب من و حزب من حزب خداوند است و حزب دشمنانت حزب شيطان است . » « 1 » و آنچه سيوطى روايت كرده است : « از ابنعبّاس نقل شده كه رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود :
« علىّبنابىطالب درِ حطّه است هر كس از آن وارد شود ، مؤمن است و هر كس از آن خارج شود ، كافر است . »
دارقطنى در « الإفراد » آن را نقل كرد . » « 2 » و پيشتر دانستيد - از سخن حافظ سخاوى - كه حديث « باب حِطّه » از مؤيّدهاى حديث « أنا مدينة العلم و علىّ بابها » مىباشد .
و آنچه با نقلهاى فراوان از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم نقل شده است از فرمودهاش : « على از من است و من از او هستم ، و از سوى من ادا نمىكند كسى جز من يا على » احمد « 3 » و غيرش آن را نقل كرد .
بزرگان قوم تأويل ذكرشده را رد كردند
و سيزدهم : اين تأويل به مرتبهاى از سبك عقلى و سستى رسيده است كه گروهى از بزرگان قوم را بر آن داشت - كه در ميانشان بعضى از متعصّبين هستند كه آن را رد كنند و بر باطلبودن و سستى آن نص بياورند ، و متن عبارتهاى آنان است :
عاصمى : « جز اين نيست كه با اين كار خواستهاند از مرتضى بدگويى و ناسزاگويى كنند و مرتبهاش را پايين آورند ، و هيهات كه بر شخص بينا ، روز پوشيده
هامش
( 1 ) . ينابيعالمودّة .
( 2 ) . القول الجلى في مناقب على . حديث شمارهى : 39 .
( 3 ) . مسند احمدبنحنبل 4 / 164 - 165 .