حجّتى برپا نمىشود ؛ چون حارثبنغصين ناشناخته است . » « 1 » و اين سخن از چندين وجه دلالت دارد بر باطل بودن حديث ستارگان كه بر هشياران پوشيده نمىماند .
2 - ابنتيميّه حرّانى گويد : « امّا گفتهاش : اصحابم همانند ستارگاناند پس به هر يك اقتدا كنيد هدايت يافتهايد ، اين حديث ضعيف است ، و بزرگان حديث آن را ضعيف دانستهاند . بزار گفت : اين حديثى است كه صحّت صدور آن از رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم ثابت نمىباشد ، و در كتابهاى حديث مورد اعتماد نيست . » « 2 » 3 - ابوحيّان محمّدبنيوسف غرناطى گفت : « زمخشرى گويد : اگر بگويى :
چگونه قرآن بيانگر هر چيز است ؟ گويم : مراد اين است كه هر چيز از امور دين را بيان كرده است ، به گونهاى كه نص بر بعضى از آنها مىباشد و احاله داده است به سنّت آنگونه كه فرمان داده است به پيروى و اطاعت رسولخدا و گفته شده است :
« و ما ينطق عن الهوى » « 3 » و اينگونه بر اجماع برانگيخت : « و يتّبع غير سبيل المؤمنين » « 4 » و رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم پيروى از اصحابش و اقتدا به آثارشان را پسنديد با فرمودهاش : اصحابم چون ستارگاناند به هر كدام اقتدا كرديد ، هدايت يافتيد و آنان كوشيدند و قياس كردند و راههاى قياس و اجتهاد را هموار كردند پس سنّت و اجماع و قياس و اجتهاد مستند به تبيين كتاب شد ، و از اين رو ، قرآن ، تبيان براى هر
هامش
( 1 ) . جامع بيان العلم 2 / 89 - 90 .
( 2 ) . منهاجالسنّة 4 / 239 .
( 3 ) . نجم / 3 .
( 4 ) . نساء / 115 .