سوگند به كسى كه جان محمّد در دست اوست كسى از شما چنين نمىكند جز اين كه آن حق را در روز قيامت بر گردنش خواهد ديد ؛ خواه شتر ، گاو يا گوسفندى باشد . سپس دستش را بالا برد و به طورى كه سفيدى زير بغل او را ديديم . سپس فرمود : بار الاها آيا ابلاغ كردم سه بار هشامبنعروة افزود : ابوحميد گفت : گوشم شنيد و چشمم ديد و از زيدبنثابت بپرسيد . » « 1 » و همچنين در « مسند » آمده است : « ما را حديث كرد إسحاقبنعيسى ، از اسماعيلبنعيّاش ، از يحيىبنسعيد ، از عروةبنزبير ، از ابوحميد ساعدى كه گفت :
رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : هديههاى كارگزاران طوقهاى آهنى بر گردنشان ( غلول ) است . » « 2 » چهارم : اگر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم هديه را براى معاذبنجبل گوارا كرده بود ، معاذ به سبب آن در برابر عمربنخطاب عذر مىداشت ، هنگامى كه به او دستور داد كه غلامان را نزد ابوبكر بفرستد تا آنان را برايش حلال و گوارا نمايد . پس اگر حلال و گوارا كردن پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در اين باره صحيح مىبود ، گوارا كردن يا نكردن ابوبكر جايگاهى نداشت ، نه اين كه در پاسخ به او چنين بگويد : « در اين امر نمىخواستم از تو اطاعت كنم ، چيزى است كه به من هديه شده است ، آنها را براى ابوبكر بفرستم ! ! »
پنجم : اگر اين حديث ساختگى را پايه و اساسى مىبود ، معاذ در خواب نمىديد : « گويى بر لبهى آتش است و عمر كمربند اورا از پشت سرش گرفته و از افتادن او در آتش جلوگيرى مىكند . . . » چون تملّك چيزى كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم حلال و گوارا فرموده ، هرگز موجب ورود در آتش نمىگردد . پس ديدن آن صحنه در خواب و ترسيدنش از آن و آوردن آنان نزد ابوبكر - همانگونه كه عمربنخطاب به او دستور داده بود دلالت دارد بر وضوح ارتكاب گناهى بزرگ كه مستوجب واردشدن به آتش بود . و اين نيز دليل بر اين است كه حديث سيف ساختگى ، باطل و بىاساس
هامش
( 1 ) . مسند احمد 5 / 423 .
( 2 ) . همان / 424 .