كرده و گفته است : « از عايشه نقل شده كه گفت : پيامر صلى الله عليه و آله و سلم بر ابوبكر گذر كرد در حالى كه بعضى بردههايش را لعنت مىكرد پس پيامبر رو به او نموده و فرمود :
لعنت كنندگان و راستگويان ! ! به خداى كعبه سوگند ، هرگز با هم جمع نمىشوند .
پس همان روز ابوبكر يكى از بردههايش را آزاد كرد سپس خدمت پيامبر آمد و گفت : تكرار نمىكنم . » « 1 » گويم :
واضح است كه آن يكى از بردههايش ، سزاوار لعن نبوده است كه اگر چنين بود ، پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم او را از لعن منع نمىفرمود و همان روز ابوبكر او را آزاد نمىكرد و به پيامبر نمىگفت : تكرار نمىكنم . . .
و نيز از اين حديث استفاده مىشود كه بسيار لعنتكننده ، صدّيق نمىتواند باشد ؛ چون اين دو صفت با هم جمع نمىشوند ، و اين ممتنعبودن جمع شدنشان به اندازهاى است كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم نسبت به آن سوگند ياد كرده فرمود : « به خداى كعبه سوگند ، هرگز با هم جمع نمىشوند . » و از آنجا كه از اين حديث لعن كردن بسيار توسط ابوبكر ثابت مىشود پس صدّيق نمىباشد . از اينجا هم ثابت مىشود باطلبودن آنچه به پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم نسبت دادهاند كه ابوبكر را به « صدّيق » لقب دادهاند . . .
و نيز در « المشكاة » آمده است : « از ابوهريره نقل شده كه گفت :
رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم گفت : براى صدّيق شايسته نيست كه لعنت كننده باشد . آن را مسلم روايت كرد .
و از ابوالدرداء است كه گفت : شنيدم رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم مىگفت : لعنكنندگان شهادت دهندگان و شفيعان روز قيامت نخواهند بود . آن را مسلم روايت كرد . » « 2 » و در آن كتاب آمده است : « از ابنمسعود است كه گفت :
رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : مؤمن هرگز بسيار طعنهزننده و بسيار لعنكننده و بداخلاق و ناسزاگو نمىشود . ترمذى و نيز بيهقى در « شعب الايمان » آن را روايت كرد . و در روايتى ديگر از اوست : بداخلاق و ناسزاگو نيست . و ترمذى گويد : اين حديثى غريب است .
و به نقل از ابنعمر كه گفت : رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم گفت : مؤمن بسيار لعنكننده نخواهد بود . و در روايتى : سزاوار نيست مؤمن بسيار لعنكننده باشد . آن را ترمذى روايت كرد .
از سمرةبنجندب نقل شده كه گفت : رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : به لعنت و
هامش
( 1 ) . مشكاةالمصابيح 3 / 1365 .
( 2 ) . مشكاةالمصابيح 3 / 1357 .