بود - مىفرمود :
اين امير نيكوكاران و كُشندهى فاجران است ، پيروز است هر كس او را يارى كند ، سرشكسته است هر كس او را يارى نكند ، - سپس صدايش را بلند كرده فرمود : - من شهر دانشم و على در آن است ، هر كس آن شهر را خواهد ، بايد نزد آن دَر آيد .
گفتم : ابنعساكر در تاريخش اينچنين آن را روايت كرده است و نقلهايش را از استادانش نقل كرد . » « 1 » گويم : اين حديث را بزرگان حافظان روايت كردهاند مانند :
عبدالرزّاقبن همام صنعانى ،
ابنالسقاء واسطى ،
ابوالحسن عطّار شافعى ،
خطيب بغدادى ،
ابومحمّد غندجانى
ابنمغازلى ،
ابنعساكر و
گنجى شافعى
و اين حديث از جهتهاى متعدّدى دلالت دارد بر اهتمام پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در آشكارا اعلام كردن امامت اميرالمؤمنين عليه السلام و افضليّت او در گفتار و كردار كه عبارتند از :
1 - اعلام حضرتش صلى الله عليه و آله و سلم اين سخن را در « روز حديبيّه » كه يكى از جايگاههاى اجتماع عظيم مسلمانان و حضور همهى طبقات مردم از بزرگ و كوچك ، شريف و فرومايه بود .
2 - گرفتن حضرت صلى الله عليه و آله و سلم بازوى اميرالمؤمنين عليه السلام را براى تأكيد افزونتر و اتمام حجّت بر حاضران و غايبان . . .
هامش
( 1 ) . كفايةالطّالب / 220 .