المواهب اللدنيّة » ، روايت كرده است كه عبارت آن گذشت .
14 - صبّان
صبّان مصرى در كتاب « إسعاف الرّاغبين » روايت حديث مدينة العلم توسّط ترمذى را آورده و در پى اثبات آن است كه پيشتر متوجّه شدهايد و اين دليل ديگرى بر دروغبودن آنچيزى است كه به ترمذى نسبت داده شده . . .
15 - عجيلى
گفتهى عجيلى در كتاب « ذخيرة المآل » نيز پيشتر آورده شد كه گويد : « ترمذى نقل كرده است كه ايشان صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : « أنا مدينة العلم و على بابها فمن أرادها العلم فليأت الباب » از اين رو طريقها سلسلهها به او باز مىگردد . »
پس عجيلى حديث را از ترمذى روايت مىكند و خواهان اثبات آن و بيان اعلميّت اميرالمؤمنين عليه السلام از ديگران در پرتو اين حديث است و اگر ترمذى آن را نكوهش كرده بود ، به آن استناد نمىنمود و اين كاملًا ظاهر و مشهود است .
( 2 ) ترمذى حديث را حسن دانسته است
ترمذى افزون بر روايت كردن حديث « أنا مدينة العلم و على بابها » آن را حسن شمرده است . اين مطلب در كتاب « اللّمعات فى شرح المشكاة » آمده كه عبارت آن چنين است - كه پيش از اين نيز آمد - : « بدان كه لفظ مشهور حديث در اين معنا : « أنا مدينة العلم و على بابها » مىباشد ، و نقدكنندگان دربارهاش سخن گفتهاند و اصلش از ابوصلت عبدالسّلام است كه شيعه بود و دربارهاش سخن گفته است و حاكم اين حديث را صحيح و ترمذى حسن دانسته است . . . »
پس آيا شكّى در كذب ادّعاى « دهلوى » مىماند ؟ !
( 3 ) اعتراض سيوطى بر ابنجوزى
سيوطى از نقل حديث مدينة العلم توسّط ترمذى در « النكت البديعات على