شرح حالش
زركلى گويد : « در لغت و حديث و رجال و أنساب علّامه و از نويسندگان بزرگ است . اصليّتش از شهر « واسط » در عراق ، تولّدش در « بلگرامِ » هند و نشو و نمايش در « زبيد » يمن مىباشد . به حجاز مسافرت كرد و بالاخره ساكن مصر شد .
فضل او مشهور شد . هديهها و تحفهها به سويش سرازير گشت و اعتقاد مردم نسبت به او افزون گرديد . او به مرض طاعون در مصر درگذشت . »
پس از اين بيان ، كتابهايش را برشمرده است . « 1 »
88 - روايت محمّد كزبرى
او متوفّاى سال 1221 مىباشد و در طريق حديث به روايت حافظ مغربى قرار دارد . « 2 »
شرح حالش
نويسندهى « معجم المؤلّفين » دربارهاش چنين مىنويسد : « محمّدبن عبدالرّحمانبن محمّدبنزين الدّينبن عبدالكريم صفدىِ عطّار مشهور به « الكزبرى » محدّث مسند ، در سيزدهم شعبان متولّد شد و در مسجد جامع بنىاميّه حديث تدريس كرد و در دمشق درگذشت . . . و از نوشتههايش است . . . » « 3 »
89 - روايت آلوسى
او ، نعمانبنمحمود بغدادى ، متوفّاى سال 1252 مىباشد .
حديث را با توصيف مولايمان اميرالمؤمنين عليه السلام چنين روايت كرده است : « او باب مدينة العلم و نقطهى زير « باء » مىباشد . » « 4 »
هامش
( 1 ) . الأعلام 7 / 70 .
( 2 ) . فتحالملك العلى / 22 .
( 3 ) . معجمالمؤلّفين 10 / 152 .
( 4 ) . جلاء العينين / 70 .