كتابهاى ديگرى هم دارد ، سال 821 درگذشت . » « 1 »
74 - روايت عينى
او ، بدرالدّين محمودبناحمد حنفى عينى متوفّاى سال 855 است . حديث را در شرح خود بر صحيح بخارى روايت كرده است . « 2 »
شرح حالش
1 - ابنعماد : « بدرالدّين ابوالثناء و ابومحمّد محمود . . . حنفى معروف به « العينى » ، شاگردش ابنتغرى بردى گويد : او علّامه ، يگانهى دوران و زمانهاش ، سردمدار مورّخان ، مقصد خواستاران قاضى القضات . . . يكى از ظرفهاى دانش بود .
افراد بىشمارى از او بهره گرفتند . . . » « 3 » 2 - سخاوى شرح حال مفصّلى از او آورده و اين چنين توصيفش مىكند : « او امامى دانشمند ، علّامهاى دانا به صرف و عربى و غير آن بود . حافظ تاريخ و زبان بود و بسيار آن را به كار مىگرفت ، در رشتههاى مختلف دست داشت ، نام و شهرتش گسترش يافت ، همنشينى نيكو و متواضع بود . حديث نقل كرد و فتوا و درس داد . » سپس شرح حال او را از ابنحجر و ديگران نقل كرده است . « 4 »
75 - روايت اعور واسطى
او نويسندهى رسالهى مشهور در ردّ بر اماميّه است . گروهى از بزرگان اماميه پاسخش را دادهاند . حديث « أنا مدينة العلم » را در رسالهاش در مقام پاسخگويى به استدلال بر آن ، آورده است . كه پس از اين متعرّض گفتههاى نادرست او ، در اين كتاب خواهيم شد . انشاءاللَّهتعالى .
هامش
( 1 ) . الضوء اللامع 2 / 8 . ( خلاصه شده است )
( 2 ) . عمدةالقارى 7 / 631 .
( 3 ) . شذرات الذّهب ، حوادث / 855 .
( 4 ) الضوء اللّامع 10 / 131 - 135 ( با اختصار ) .