20 - روايت احمدبن فاذويه طحّان
خطيب گويد :
« احمدبن فاذويه بنعزرة ابوبكر طحّان ، از احمدبن محمّدبن يزيدبن سليم حديث نقل كرده است . و از او روايت كردهاند : محمّدبن مظفّر و ابوالقاسم بنثلّاج .
مرا خبر داد احمدبن محمّد عتيقى از عبداللَّهبن محمّدبن عبداللَّه شاهد ، از ابوبكر احمدبن فاذويهبن عزرة الطحّان ، از ابوعبداللَّه احمدبن محمّدبن يزيدبن سليم از رجاءبن سلمة از ابومعاويهى نابينا ، از اعمش از مجاهد ، از ابنعبّاس كه گفت :
رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : من شهر دانشم و على در آن است ، پس هر كس دانش را خواهد ، بايد نزد آن دَر بيايد . » « 1 »
21 - روايت نعمانبن هارون بلدى
وازرجال حاكم دركتاب « المستدرك » استكه حديث راصحيح دانسته است .
شرح حالش
حافظ خطيب در تاريخش از او ياد كرده ، چنين آورده است :
« نعمان بن هارونبن محمّدبن هارونبن جابربن نعمان ، ابوالقاسم شيبانى بلدى به « ابنأبى دلهاث » شناخته مىشود . به بغداد آمد و در آنجا حديث گفت . . .
از او روايت كردهاند : محمّدبن مظفّر و علىّبنعمر السكرى ، از حال او جز نيكى ندانستم . » « 2 »
22 - روايت عبدالرّحمانبن سليمانبن موسى جرجانى
او استادِ حافظ ، ابنعدى است . و حديث شريف از او روايت شده است كه خواهد آمد .
هامش
( 1 ) . تاريخ بغداد 4 / 348 .
( 2 ) . تاريخ بغداد 13 / 454 .