3 - يافعى گويد : « حافظ ، نويسندهى « السنّن » و مُسند زمان خود ، محدّث و حافظى با حشمت و بزرگوار بود . » « 1 » 4 - سيوطى گويد : « ابومسلم كجى حافظ ، مسند ، ( بازماندهى ) استادان ، او را ثقه دانستهاند . و دارقطنى گويد : او ثقه ، جوانمرد ، و دانا به حديث بود . » « 2 »
4 - روايت طبرى
ابوجعفر محمّدبن جرير طبرى آن را در كتابش « تهذيبالآثار » روايت و بر صحّت آن تصريح كرده ، گويد : « اين خبر نزد ما صحيح است » و اين مطلب را از چند كتاب گذشته دانستيد . و سيوطى گويد : « ساليانى اينگونه پاسخ مىدادم تا اينكه از صحيح دانستن حديث على توسّط ابنجرير در « تهذيبالآثار » آگاه شدم ، نيز با صحيح دانستن حديث ابنعبّاس توسّط حاكم ، از خداوند درخواست خير كردم و بر بالابردن حديث از مرتبهى « حُسن » به مرتبهى « صحّت » يقين يافتم . »
5 - روايت ابنبطة
ابوعبداللَّهعكبرى معروف به « ابنبطة » با اين سند آن را روايت كرده است :
« ابوعلى محمّدبناحمد صواف حديث كرد ما را از ابومسلم ابراهيمبن عبداللَّهبصرى ، از محمّدبنعمربنرومى از شريك از سلمةبنكهيل از صنابحى از على كه گفت : « رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : « من خانهى حكمتم و على در آن است . »
همچنين روايت او را از گفتهى ابنعراق در شمارهى 98 دانستيد .
6 - روايت حاكم
هامش
( 1 ) . مرآة الجنان : حوادث 292 .
( 2 ) . طبقات الحفّاظ 273 .