يحيىبنسعيد نيز چنين گفتهاند . دارقطنى گفته : ثابت است ، ترمذى در مناقب كتاب « الجامع » آن را روايت كرده و گفته : ناشناخته و منكر است و بخارى هم گفته : وجه صحيحى ندارد . ابنجوزى هم آن را در « الموضوعات » آورده است و ابندقيق العيد گويد : اين حديث را اثبات نكردهاند و گفته شده كه باطل است .
ليكن حافظ ، ابوسعيد علايى گفته : درست آن است كه به اعتبار نقلهايش حسن است ، نه صحيح و نه ضعيف ، چه رسد به اين كه ساختگى باشد ، زركشى آن را ذكر كرده است .
از حافظ عسقلانى دربارهى آن پرسيدند ، گفت : اين حديث حسن است نه صحيح آنگونه كه حاكم گفته و نه ساختگى آنگونه كه ابنجوزى گفته است . سيوطى گفته : سخن علايى و عسقلانى را در كتاب التعقبات التى على الموضوعات بسط دادم . « 1 »
شرح حالش
1 - محبّى : « علىّبنمحمّد سلطان هروى معروف به « قارى حنفى » ، ساكن مكّه و يكى از پيشوايان دانش ، يگانهى دوران خويش ، با عقيدهى درخشان در تحقيق و تنقيح عبارتها بود و شهرتش ، از زيادهگويى در وصفش ، بسنده است . . .
نامش مشهور و آوازهاش فراگير شد ، كتابهاى لطيف بسيارى نوشت كه شامل فضيلتهاى والايى است . . . . » « 2 » 2 - شوكانى : « عصامى در وصفش گويد : جامع دانشهاى عقلى و نقلى و سرآمد در آگاهى از سنّت نبوى ، يكى از بزرگان و مشهوران حفظ و دانايى - سپس گويد ولى او مورد آزمايش قرار گرفت با اعتراض بر پيشوايان بهويژه شافعى و يارانش و اعتراض كرد بر مالكبنانس كه چرا باز گذاشتن دست در نماز را جائز مىداند . و لذا مىبينى كه بر كتابهايش نور دانش نيست ، لذا بسيارى از علما و اوليا از مطالعهى آنها نهى كردهاند . پايان يافت .
هامش
( 1 ) . المرقاة في شرح المشكاة 5 / 571 .
( 2 ) . خلاصة الأثر 3 / 185 .