در « الشفاء » و در گفتار ابنعربى در « القبس و الأحكام » و ابنسيدالنّاس و ديگران ديدم ، بيش از چهارصد نام است و آنها را بر اساس حروف معجم تنظيم كردهام . »
سپس در حرف ميم نامهايى از آن حضرت صلى الله عليه و آله و سلم آورده است كه از جمله « مدينة العلم » است . « 1 »
شرح حالش
1 - سخاوى در « الضوء اللّامع 2 / 103 »
2 - ابنفهد مكى در « ذيل الضوء اللّامع »
3 - شعرانى در « لواقح الأنوار »
4 - عيدروس در « النّور السافر : 113 »
5 - ثعالبى در « مقاليد الاسناد »
6 - قشاشى در « السمط المجيد : 97 »
7 - دهان مكّى در « كفاية المتطلع »
8 - شوكانى در « البدر الطالع 1 / 102 »
9 - دهلوى در « بستان المحدّثين »
10 - صدّيق حسنخان در « اتحاف النبلاء المتّقين »
ابنفهد گويد : « مؤلّفات او بسيار و مشهور است ، از آنهاست : « المواهب اللدنية بالمنح المحمّديه » و شرح مزجى « ارشاد السارى على صحيح البخارى » در چهار مجلّد و « شرح صحيح مسلم » مانند آن است كه تكميلش نكرده است و به صلاح و زهدپيشگى به گونهى اهل رستگارى شهرت يافت . . . در شب جمعه هفتم محرّم سال 993 درگذشت . . . و پس از خودش مانند خودش به جا نگذاشت ، خداوند ما را از بركاتش بهرهمند سازد . »
هامش
( 1 ) . المواهب اللدنية 1 / 183 .