شرح حالش
شرح حال او را نجمالدّين عمربنفهد مكّى بيان كرده و او را از علماى مكّهى مكرّمه شمرده و تاريخ مرگش را سال 855 نگاشته و شاگردش سخاوى نيز چنين نموده است . « 1 » همچنين احمدبنعبدالقادر عجيلى در كتاب « ذخيرة المآل » او را با اوصاف جليلهاى همچون « شيخ » و « امام » ستوده است و تصريح بر اين كرده كه او از علماى مالكى بوده است و سخنان او را نقل نموده و در مواضعى از كتاب خود ، به آنها اعتماد كرده است .
همچنين عبداللَّهبن محمّد مطيرى در كتابش « الرياض الزاهرة فى فضل آل بيت النّبى و عترته الطّاهرة » چنين كرده است . و بر كتاب او « الفصول المهمة » اعتماد كرده است . ضمناً هر يك از اين بزرگان از آن كتاب نقل كردهاند :
مولوى اكرام الدّين دهلوى در « سعادة الكونين »
بلخى قندوزى در « ينابيع المودّة »
سمهودى در « جواهر العقدين »
حلبى در « انسان العيون »
شيخانى قادرى در « الصّراط السوى »
صفورى در « نزهة المجالس »
محبوب عالم در تفسيرش
صبّان در « اسعاف الرّاغبين »
عدوى حمزاوى در « مشارق الأنوار »
شبلنجى در « نور الأبصار »
از سوى ديگر رشيدالدّين خان - شاگرد دهلوى در كتاب « ايضاح لطافة المقال » او را از علماى اهل سنّت به شمار آورده كه در فضايل اهل البيت عليهم السلام كتاب
هامش
( 1 ) . الضوء اللامع 5 / 284 .