همچنين آن را از حديث جابربنعبداللَّه با اين لفظ روايت كرده است : من شهر دانشم و على در آن است . پس هر كس دانش را خواهد ، بايد نزد آن دَر بيايد . » « 1 »
اعتبار حديثهاى « اسنى المطالب »
پوشيده نيست كه ابنجزرى در مقدّمهى اين كتاب ، تصريح مىكند كه حديثهاى آن داراى اعتبار است و اين نصّ سخن اوست :
« و بعد اين حديثهايى با اسنادِ است كه متواتر و صحيح و حسن است ؛ از عالىترين منقبتهاى آن شير چيره و لشكرشكن ، مظهر شگفتىها ، شير بنىغالب اميرالمؤمنين ابوالحسنعلىّ بنابى طالب آنها را يكى پس از ديگرى آوردم از حديثهاى مسلسل او و روايتهاى پيوسته و بازگوكردهاش و با بالاترين اسناد صحيح او از قرآن و اصحاب و معجزاتى كه اهل ولايت بر آن اعتماد كردهاند . از خداوند متعال مىخواهيم ما را بر آن ثواب دهد و نزد او نزديكمان سازد . »
و در پايان مىگويد : « اين قطرهاى از دريا و اندكى از بسيار است ، نسبت به منقبتهاى ارزشمند و حُسنهاى زيباى او و اگر بخواهيم به آنچه شايستهى حق اوست آنها را برشمريم ، كلام در اين مقام طولانى مىشود ولى اميدواريم خداوند وسايل فراهم آورد تا كتابى جداگانه از آنچه در اينباره به ما رسيده است در آن بگنجانيم و خداوند توفيقدهنده براى صواب است . »
شرح حالش
شرح حال او همراه با اوصاف ارزشمند در تمام فرهنگهاى رجالى و كتابهاى حديث و غيره آمده است ، از جمله :
1 - « معجم الشيوخ » از نجمالدّينابنفهد مكّى .
2 - « انباء الغمر » از ابنحجر عسقلانى .
هامش
( 1 ) . اسنى المطالب فى مناقب علىّبنابىطالب : 69 .