احتجاج كرده و بخارى بر آن تعليقه زده و ابنمعين او را ثقه دانسته و همچنين عجلى كه بر آن ، حسن بودن اين حديث را هم افزوده است . و عيسىبنيونس گويد :
هرگز پارساتر از شريك در دانش نديدم . بنابراين حديث مفرد او هم حسن خواهد بود و روايت كسى كه صنابحى را از ( سلسله سند ) انداخته بر آن ايرادى وارد نمىكند ، چون سويدبنغفله تابعى مخضرم است و از ابوبكر و عمر و عثمان و على روايت كرده و از آنان حديث شنيده است . پس نامبردن از صنابحى ، براى برقرارى بيشتر اتّصال اسنادها مىباشد .
در نتيجه مجموعاً اين حديث به دو طريق ابومعاويه و شريك به درجهاى از حُسن مىرسد كه بدان احتجاج مىشود و ضعيف نخواهد بود ؛ چه رسد به اين كه ساختگى باشد و كسى را نديدم كه حديث را در ساختگىها قرار داده باشد و نسبت به اين دو اسناد طعن كرده ، طعنِ كارسازى داشته باشد . و توفيق به خداوند است . » « 1 » و شيخ عبدالحق دهلوى اين عبارت را در كتاب « اللّمعات في شرح المشكاة » آورده است كه بعد از اين خواهد آمد ؛ انشاءاللَّهتعالى .
شرح حالش
1 - ابنقاضى شهبه در « طبقات الشافعيه 2 / 391 »
2 - تقىالدّين فاسى در « العقد الثمين 2 / 392 »
3 - سخاوى در « الضوء اللامع 10 / 79 »
4 - سيوطى در « بغية الوعاة 1 / 273 »
5 - شوكانى در « البدر الطالع 2 / 280 »
6 - طاش كبرىزاده در « الشقائق النعمانية : 21 »
و ديگران . . .
اينك گوشههايى از نوشتههاى برخى از ايشان را مىآوريم :
هامش
( 1 ) . نقد الصحيح .