شيخ الاسلام ، ابنحجر شافعى در كتابش « الصواعق » و جلالالدّين سيوطى شافعى در كتاب « الثغور الباسمة فى مناقب السيدة فاطمه » و كتاب « احياء الميت في ذكر اهل البيت » و « السمطين فى كتاب السبطين » و « اسنىالمطالب فى فضايل علىّبنابىطالب . »
اصطلاح « الحجّة »
ذهبى گويد : « بالاترين عبارتها در مورد راويان مقبول از اين قرار است :
ثبت ، حجّة ، حافظ ثقة و متقن ثقة و ثقة و بالاتر از آن ثقة ، و بالاتر از آن صدوق ، و لا بأس به ، و ليس به بأس ، و بالاتر از آن اينكه در جايگاه صدق است ( محلّه الصدق ) ، و جيّد الحديث ، صالح الحديث ، شيخ وسط ، شيخ ، حسن الحديث ، صدوق انشاءاللَّه ، صويلح و مانند آن . » « 1 » و گفته است : « حافظ در عرف بالاتر از مفيد است همچنان كه حجّت بالاى ثقه است . » « 2 » و عراقى گويد : « ابنابوحاتم گفته است ، لفظها را در جرح و تعديل ، بر مرتبههاى مختلفى ديدم ، پس اگر دربارهى كسى گفته شد : او ثقه يا متقن است ، يعنى به حديثش احتجاج مىشود .
ابن صلاح گويد : و همچنين است اگر گفته شود : ثبت يا حجّة و همچنين اگر در عدالت گفته شود : حافظ يا ضابط .
خطيب گويد : بالاترين عبارتها اين است كه گفته شود : حجّت است يا ثقه است . » « 3 » سخاوى گفته است : « اقتضاى سخن ابوداود اين است كه حجّت قوىتر از ثقه است و توضيح اينكه « آجرى » دربارهى سليمانبنبنت شرحبيل از او پرسيد ، گفت : ثقهاى است كه اشتباه مىكند همانگونه كه مردم اشتباه مىكنند . آجرى گفت :
به او گفتم : او حجّت است ؟ پاسخ داد : حجّت ، احمدبنحنبل است . و همينگونه
هامش
( 1 ) . ميزان الاعتدال 1 / 4 .
( 2 ) . تذكرة الحفّاظ 3 / 979 .
( 3 ) . شرح الفية الحديث از زين عراقى 2 / 4 .