45 - روايت خطيب خوارزمى
ابوالمؤيد ، موفّقبن احمدبن اسحاق خوارزمى مكّى معروف به اخطب خوارزم و خطيب خوارزمى ، در لقبهاى على عليه السلام چنين گويد :
« لقبهاى او چنين است : اميرالمؤمنين ، يعسوب الدّين و المسلمين ، مبير الشرك و المشركين ، قاتل الناكثين و القاسطين و المارقين ، مولى المؤمنين ، شبيه هارون و المرتضى ، نفس پيامبر و برادر او ، همسر بتول ، سيفاللَّه المسلول ، ابوالسبطين ، امير البررة ، قاتل الفجرة ، قسيم الجنّة و النّار ، صاحب اللّواء ، سيّد العرب ، خاصف النّعل ، كاشف الكرب ، الصدّيق الأكبر ، ابوالريحانتين ، ذوالقرنين ، الهادى ، الفاروق ، الواعى ، الشاهد ، باب المدينة ، بيضة البلد ، الولى ، الوصى ، قاضى دَينِ الرّسول و منجز وعده . » « 1 » و در فصل هفتم كتابش ، در بيان دانش سرشار او و اينكه داورترين اصحاب است ، چنين گويد :
« ما را خبر داد شيخِ زاهدِ حافظ ، ابوالحسن علىّبن احمد عاصمى خوارزمى از شيخ القضاة اسماعيلبناحمد واعظ از ابوبكر احمدبن حسين بيهقى ، از ابوالحسن محمّدبن حسينبن داود علوى ، از محمّدبن محمّد بنسعد هروى شعرانى از محمّدبن عبدالرّحمان نيشابورى از ابوصلت هروى از ابومعاوية از اعمش از مجاهد از ابنعبّاس كه گفت : رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : من شهر دانشم و على در آن است ، هر كس دانش را خواهد ، بايد نزد آن در بيايد . » « 2 » و در فصل شانزدهم كتابش چنين گويد :
« روايت است كه اميرالمؤمنين علىّبن ابىطالب پيش از حركت به سوى صفين پيكهاى خود ، طرماح ، جريربنعبداللَّه بجلى و ديگرانى را نزد معاويه فرستاد و چندين نامه برايش نوشت و احتجاج كرد به بيعت مردم مكّه و مدينه با او ، و پيشينهاش در اسلام تا ميان مردم عراق و شام جنگ واقع نشود ؛ در حالى كه
هامش
( 1 ) . مناقب خوارزمى / 8 .
( 2 ) . مناقب خوارزمى / 40 .