بغداد شد و با ابواسحاق شيرازى ملاقات كرد و ميان او و ابونصربن صبّاغ نويسندهى « الشّامل » بحثى پيش آمد كه به نيكويى در آن سخن گفت . سپس به مذهب شافعى روى آورد .
ابوالحسن عبدالغافربن اسماعيل فارسى در سياق تاريخ نيشابور گويد :
ابوالمظفّر سمعانى در فضيلت و روش ، يگانه دوران خويش و از خاندان دانش و پارسايى بود .
امام ابوالمظفّر تفسيرى در سه جلد تأليف كرد و دربارهى مسائل اختلافى كتابهاى مشهورى نوشت . سال چهارصد و هشتاد و نه از دنيا رفت .
39 - روايت ابوعلى بيهقى
آنگونه كه پيشتر ، از عبارت « المناقب » اخطب خطباء خوارزم ، دانستى ، ابوعلى اسماعيلبن احمدبن حسين بيهقى حديث « مدينةالعلم » را روايت كرده است .
شرح حالش
1 - ابناثير در « الكامل حوادث : 507 »
2 - ابوالفداء در « المختصر حوادث : 507 »
3 - ابنوردى در « تتمة المختصر حوادث : 507 »
4 - سبكى در « طبقات الشّافعية الوسطى خطّى »
5 - اسنوى در « طبقات الشّافعية 1 / 200 »
6 - ابنشحنة در « روضة المناظر حوادث : 507 »
و غير آنان . ابن اثير گويد : « اسماعيلبن احمدبن حسين بنعلى ، ابوعلىبن ابوبكر بيهقى امام و فرزند امام است . در سال چهارصد و بيست هشت متولّد شد و در شهر بيهق از دنيا رفت . پدرش كتابهاى بسيار و مشهورى دارد . »