است . و بعضى قصّه را با اين شعر اشارت كردند .
و لما فتنت بلحظ له / / * ذلت فما خفت من شامت
و ديگرى نيز گفته :
و اللّه يقضى بكل يسير / / * و يحفظ الضيف حيث كانا
و مرادشان بحروف بىنقطه مسلمين و از با نقطه يهود است . « 1 »
شايد چنين باشد . . . ! ؟
مدتى در اين انديشه بودم كه چرا برخى از ارباب قلم به شخصيتى ، عظيم چون خواجه حمله كردهاند . خدمات ارزنده وى را نديده گرفتهاند ؟
درست است كه خواجه با هولاكو وارد بغداد شد و عباسيان سقوط كردند .
اما چرا ساقط شدند ؟
بعد چه شد . . . ؟ بر اثر درايت و حسن تدبير خواجه همان قواى مهاجم به خدمت اسلام و مسلمين درآمدند : و از اينان سلسلههائى در ايران ، و شبه قاره هند ، باقى ماندند ، كه آثار خدمات ايشان به اسلام و علم و مسلمانان هنوز باقى است .
وقتى نسبت اين قوم مهاجم را با اسلام بسنجيم ، و اعمالشان را و از آن طرف بنى اميه و بنى عباس را با قرب زمان و مكان و نسبت باسلام و پيمبر اسلام صلّى اللّه عليه و إله و سلّم و مسلمين ، و اعمالشان را ، ببينيم خداى را كدام يك مستحق توهين و كدام يك سزاوار تعظيمند ؟
در اين افكار بودم كه احتمالى پيش آمد ، و آن اينكه : اين سلسلههائى كه از « مغول » در ايران و هند ، باسلام خدمت كردهاند چون يا بوسيله خواجه و يا بوسيله شاگردش « علامه حلى » مذهب شيعه را پذيرفتهاند . لهذا مورد « لطف » حنبليها قرار نگرفتهاند . . .
تا شما چه گوئيد ؟ و با اين مقياس كسانى كه در زمان ما هم از خواجه گله دارند شناخته ميشوند .
هامش
( 1 ) - مفامع الفضل ط / 1 / فصل ( ضلد )