در مدح حضرت على عليه السّلام
آدم كه از نعيم جنان هيچ كم نداشت * از گندمى دريغ بباغ ارم نداشت
بيرون شد از بهشت بفرمان اهبطوا * پيمان گسست و عهد خدا محترم نداشت
نوح ار چه جان ز ورطه طوفان برون كشيد * از ترك يك پسر دل فارغ ز غم نداشت
احياى آنكه هست شد از نيست در معاد * باور بدل نديده براهيم هم نداشت
موسى كه با عصا يد بيضا همى نمود * در قدس جرئتى كه گذارد قدم نداشت
عيسى كه بود مادرش اندر حرم مقيم * پروانهء ولادت جنب حرم نداشت
فخر رسل كه مفخر اولاد آدم است * فخرى فزون ز نسبت با ابن عمّ نداشت
آن كو پى رسالت ختم رسل گواه * جز وى خدا كسى كه به خود كرد ضمّ نداشت
بن عمّ احمد آنكه به تبهيل و هل اتى * ايزد چنو نمونهء تامّ و اتمّ نداشت
آنكو خداى نام وى از نام خود نهاد * چون كس جز او قرينهء خير الأمم نداشت
غير از على صلاى سلونى بروزگار * كى زد كسى كه گفته در خورد ذمّ نداشت
رمزى نهفته در خبر باب شهر علم * يعنى به غير در ره ديگر حرم نداشت
آنكو گرفت سر زتن عمرو عبدود * و ز خشم چهره از خدوى او دژم نداشت
بخشيد زر بدامن و خاتم گه ركوع * روزى كه خود بسفره يكى لقمه هم نداشت
ميريخت سر چو برگ درختان بگاه رزم * در دل ز خصم كين و برابر وى خم نداشت
عمرى نخورد گندم و پيمان بو البشر * ايفا نمود گرچه در اين ره رقم نداشت
ايثار جان به راه خدا كرد بارها * نوح از جدائى پسرى جز الم نداشت