تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقامع الفضل — صفحة 471

مساهمون:

ص٤٧١
شنيده كه أو را حذر ممكن نبوده ديت بر عاقلهء تيرانداز است ، واگر كسى كودكى را بر دوش گرفته ، در ميان ايشان بگذراند وتير بر آن كودك خورد وبكشد ، ديت بر آن است كه كودك را به دوش گرفته ، وبعضي بر عاقلهء تيرانداز مىدانند « 1 » .

سؤال غقفد [ 1184 ] :

هرگاه دو كشتى در اثناى حركت به هم خورند وهر دو شكسته شوند وأموال ونفوس محترمه تلف شوند چه بايد كرد ؟

جواب :

اگر باد اختيار را از دست هر دو گرفته وبدون اختيار ايشان بوده ، هيچ يك ضامن نيستند ، واگر به اختيار ايشان حركت مىكرده وصاحب كشتى كه كشتى را مىرانده وصاحب مال يكى است ، نصف قيمت هر كشتى وآنچه در كشتى هست از أموال ؛ بر صاحب كشتى ديگر است واگر كشتى از ملّاحان است وأموال از ديگران ؛ نصف قيمت هر كشتى بر ديگرى است وهر دو ضامن أموال هر دو كشتى خواهند بود براي صاحبانش . واگر جمعى در كشتيها تلف شده باشند ، اگر عمدا كرده‌اند قصاص بر ايشان لازم مىشود ، واگر به خطا كرده‌اند بر مال ايشان لازم مىشود .

سؤال غقفه [ 1185 ] :

آيا غنا كردن در قرآن ومرثيه‌خوانى حلال ومستثنى است يا نه ؟

جواب :

نه ، بلكه حرام‌تر وبدتر است از جاهاى ديگر ، نظر به عمومات واطلاقات اخبار بسيار در حرمت ومذّمت غنا ، مثل صحيحهء كناني « 2 » وصحيحهء وشّاء « 3 »
هامش
( 1 ) إيضاح الفوائد : 4 / 659 . ( 2 ) كافى : 6 / 431 حديث 6 ، وسائل الشيعة : 17 / 304 حديث 22596 . ( 3 ) كافى : 6 / 432 حديث 8 ، وسائل الشيعة : 7 / 306 حديث 22604 . توضيح : هر چند در سند اين روايت « سهل بن زياد » و « حسن بن علي بن زياد الوشّاء » واقع شده‌اند واين دو نفر توثيق نشده‌اند امّا بنابر مبناى عدّه‌اى از علما مانند علّامه وحيد ومصنّف