تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقامع الفضل — صفحة 417

مساهمون:

ص٤١٧
والحشيش : الجنين الملقى ميّتا ، ويقال خرج الولد حشيشا ، أي : يابسا « 1 » ، كذا « 2 » في الديوان « 3 » .

سؤال غقنب [ 1152 ] :

شخصي داخل خانهء ديگرى شد واز حرز أو زيادة بر نصاب قطع دزديد وبعد از آن مالك به ريش أو چسبيد ، پس دزد أو را قذف نمود ودشنام داد ، چون هر دو به مرافعه رفتند ودزدى وقذف را بر أو ثابت نمود ، حاكم شرع دزد را مرخّص كرد بدون حدّ قطع وقذف ، بلكه مالك را تعزير نمود .

جواب :

دزد ، پدر صاحب مال بوده وپدر را در شرع از براي پسر حدّ وتعزير نمىكنند ، وهرگاه پسر را بكشد قصاص نيز نمىكنند بلكه دية مىگيرند . وپسر چون بىادبى نموده وبه ريش پدر چسبيده بوده ؛ أو را تعزير بايد نمود .

سؤال غقنج [ 1153 ] :

شخصي ديگرى را به مهمانى طلبيد وداخل خانه گردانيد كه در آن أطعمه وأشربه حاضر ؛ وهمه ملك أو بود ، پس رخصت اكل بعضي را داد ونهى از بعضي نمود ، پس مهمان عمدا منهى عنه را خورد ، مأذون فيه را نخورد ودر اين خلاف شرعي از براي أو نبود بلكه اگر به قول مالك عمل كرده بود مخالف شرع وگناهكار مىبود ؟

جواب :

ميهمان طلبكار بوده وميزبان مماطله در أداء مىنموده ، پس ميهمان آنچه خورده ، بر سبيل تقاص بوده وآنچه را نخورده نظر به نذرى بوده كه در نخوردن آن كرده بود .

سؤال غقند [ 1154 ] :

زيد عمرو را عمدا كشت وارثى از أو برد اجماعا واگر خطأ مىكشت ارث نمىبرد ، بر مذهب جمعى ؟
هامش
( 1 ) الصحاح : 3 / 1002 ، لسان العرب : 6 / 284 . ( 2 ) في ج : كما . ( 3 ) لم نعثر عليه .