در صفت خوبشان هرگاه باعث رسوخشان در صفات ذميمه نشود بد نيست واگر وسيلهء ترك آنها بشود خوب است ، وگاه هست كه واجب شود وإلّا بايد كه نكرد .
روى الصدوق في « أماليه » في المجلس الرابع والخمسين بسنده عن إسماعيل بن موسى بن جعفر عليه السّلام عن أبيه أنّه قال للشيعة : « لا تذلّوا رقابكم بترك طاعة سلطانكم فإن كان عادلا فاسألوا اللّه إبقاءه ، وإن كان جائرا فاسألوا اللّه إصلاحه ، فإنّ صلاحكم في صلاح سلطانكم ، وإنّ السلطان العادل بمنزلة الوالد الرّحيم ، فأحبّوا له ما تحبّون لأنفسكم واكرهوا له ما تكرهون لأنفسكم » « 1 » .
سؤال غيج [ 1013 ] :
هرگاه كسى وعدهء افطار كند نزد كسى مىتواند جاى ديگر افطار كند ؟ وهرگاه چيزى به أو دهند كه به أو افطار كند مىتواند كه به ديگرى دهد ؟
جواب :
وجوب وفا به وعده معلوم نيست مگر آنكه به خصوص أو ضيافت نموده وجمعى را به طفيل أو وعده گرفته باشد . وبه هر تقدير چون در جاى ديگر افطار كند چيز اوّل را نخورد مگر بعد از اعلام واذن جديد احتياطا .
ودادن مجموع آنچه به أو دادهاند به ديگرى بدون اذن كمال اشكال دارد ، بلكه أقوى حرمت است .
سؤال غيد [ 1014 ] :
ميّت را قبل از دفن به عتبات عاليات نقل مىتوان كرد وبراي ميّت نفعي دارد يا نه ؟
جواب :
نقل از بلد موت به بلد ديگر جائز است اجماعا ، وكسى در آن خلاف نكرده « 2 » است ، لكن نقل از بلد موت به غير عتبات كراهت دارد ومحقّق در « معتبر » نقل اجماع بر آن نموده وبه قول حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه وآله وسلّم : « عجّلوهم
هامش
( 1 ) امالى شيخ صدوق : 277 حديث 21 ، توضيح : اين روايت از نظر سند ضعيف است .
( 2 ) ه : ننموده .