جلد دوم
[ سؤال وجواب ]
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ *
سؤال ثسو [ 566 ]
: زيد زنى دارد وادّعا مىكند بعد از يك سال از زفافش كه عقد من متعه بوده ومدّت من تمام شده ، وزوج مىگويد دائمي بوده ، حق با كيست ؟
جواب
: در آن خلاف است وظاهرا - به ظاهر شرع - قول ؛ قول زوجه است با قسم ، هرگاه زوج از اثبات عاجز شود واختيار ردّ قسم نيز دارد ، وأحوط آن است كه هر دو قسم خورند ، هر يك بر نفى قول ديگرى ، پس عقد ايشان به حسب ظاهر منفسخ مىشود وهر يك ميان خود وخدا مكلّفند به آنچه مىدانند .
سؤال ثسز [ 567 ]
: زيد از عمرو جنسي طلب دارد ، ومطالبه نمود ؛ نداد تا آنكه قيمت جنس تنزّل نمود « 1 » تفاوت قيمت را مىتواند از أو بگيرد ؟
جواب
: نه ، بلكه أو به تأخير با قدرت بر أداء گناه كار مىشود ، وتوبهاش موقوف بر ارضاء [ زيد ] است ؛ به اظهار ندامت والتماس .
سؤال ثسح [ 568 ]
: صيغهء خلع را يك نفر از جانب زوج وزوجه جارى مىتواند ساخت ؟
جواب
: بلى على الأظهر ، والتزام تعدّد أحوط وبهتر است ، لكن تحقيق اين
هامش
( 1 ) ج : كرد .