جواب :
هرگاه مأمومين كوتاهى در استعلام حال أو نكرده باشند وحالش بر ايشان مخفى شده باشد نمازشان صحيح است بلا خلاف وقضاء ندارد ، چنانكه هرگاه بعد از نماز كفرش ثابت شود از براي آن شخص ، وأحوط ترك امامت است [ در حال فسق ] ، لكن نه به اظهار عدم قابليّت وفسق ، بلكه « 1 » اين نيز فسق است ، بلكه توبه كند وامامت را ترك ننمايد .
سؤال ذكو [ 726 ] :
اگر كسى مشغول شود به دعاى قنوت تا امام سر از ركوع يا سجود بر دارد چه كند ؟
جواب :
عمدا چنين نكند واگر كند نماز را اعاده كند احتياطا ، وقنوت را مختصر بايد كرد بلكه ترك مىتوان كرد هرگاه مستلزم ترك متابعت در ركن شود ، بلكه أصل قنوت مستحب است مطلقا ، على الأشهر الأظهر .
سؤال ذكز [ 727 ] :
كسى كه حالش اين است كه از اقتداى بزرگان وكثرت مأمومان خوشحال مىشود امامت مىتواند كرد يا نه ؟
جواب :
اگر غرضش از اين ؛ ترويج دين وظهور صلاح مؤمنين است ضرر ندارد ، وأحوط آن است كه : سعى كند كه اينها در نفس أو نباشد وغرضش محض رضاى خدا باشد واز تلبيس إبليس أيمن گردد .
سؤال ذكح [ 728 ] :
هرگاه امام احرام بست ومأمومين نيز احرام بستند ، بعد از آن بر امام موجب بطلان نماز عارض شد وتجديد احرام نمود مأموم چه كند ؟
جواب :
اگر مأموم هنوز تكبيرة الاحرام نگفته اعلام أو ضرور نيست ، والّا بايد أو را اعلام كند « 2 » تا تجديد احرام نمايد « 3 » .
هامش
( 1 ) ه : زيرا كه .
( 2 ) ه : نمايد .
( 3 ) ج : كند .