آن را به أساس إبراهيم عليه السّلام ، وزياد مىكردم در آن شش زرع از حجر را زيرا كه قريش آن را كم كردند در وقتي كه خانه را ساختند ، پس اگر قوم تو خواهند كه خانه را از نو بسازند بعد از من ، بيا تا به تو بنمايم آن قدر را كه قريش كم كردهاند » « 1 » پس حضرت به عايشه نمود قريب به هفت زرع را از حجر « 2 » .
ونيز ابن زبير در اندرون به سمت ركن شامي ، پلهاى قرار داد كه از آن به بأم توان رفت وبر بأم ناودانى نيز قرار داد وهمچنين روزنها را از براي روشنايى بنا نهاد « 3 » .
وقاضى مالكي گويد كه : اخبار مختلف است در واضع حجر الأسود در آن بنا ، بعضي گفتهاند كه : عبد اللّه بن زبير خودش حجر را نهاد ، وديگرى گويد :
پسرش عباد بن عبد اللّه بود به أعانت جبير بن شيبه ، وديگرى گفته كه : پسر ديگرش حمزة بن عبد اللّه بود « 4 » .
ودر كتاب « فاكهى » گفته كه : كليد داران كعبه واضع حجر بودند « 5 » .
قاصر گويد : بنا به طريقهء اماميه محتمل است كه امام زين العابدين عليه السّلام بوده است وتا حال صريحا به نظر نرسيده است ، واللّه يعلم .
دهم : بناى حجّاج بن يوسف ثقفى است ، ومجمل قصّهاش آن است كه :
چون عبد اللّه بن زبير بر بنى اميّه خروج كرد وخليفهء آن وقت عبد الملك بن مروان أموي بود ، حجّاج را از براي دفع أو تعيين نمود وابن زبير در مكّه بود ، پس حجّاج به جنگ أو رفته ، أو تاب مقاومت نياورده به حرم كعبه ملتجى گشته ، حجاج امر كرد كه برابر كعبه منجنيق بستند وآن قدر سنگ زدند كه خانه
هامش
( 1 ) صحيح بخارى : 2 / 156 و 157 ، صحيح مسلم : 9 / 91 ( با اندكى اختلاف ) .
( 2 ) اخبار مكّه : 1 / 206 ( با اندكى اختلاف ) .
( 3 ) اخبار مكّه : 1 / 209 .
( 4 ) در مظانّش نيافتيم ، مراجعه شود به اخبار مكّه : 1 / 208 و 219 .
( 5 ) در مظانّش نيافتيم .