علم به معرّف به هم رساند ؛ ظاهرا كافى است هرچند كه شهود تعريف از شرائط عارى باشند .
وهرگاه زينب بعد از اقرار به مصالحه ادّعاى فساد آن كند به عدم بلوغ يا رشد ، بايد منشأ فساد را به ثبوت شرعي برساند ، وبعد از عجز ؛ تسلّط قسم بر عمرو دارد كه قسم بخورد كه صلح مزبور با شرايط صحّت واقع شده ، واللّه العالم .
سؤال عو [ 76 ] :
هرگاه شوهر زنى چند سال مفقود شده ، بعد از مدّتى ، به اخبار مفيدهء ظنّ موت ؛ آن زن شوهر كند ، وبعد از آن ؛ شوهر اوّل پيدا شود وأو را طلاق دهد . آيا بر شوهر ثاني ، به عقد جديد حلال مىشود با وجود دخول أو به عقد أول يا نه ؟
جواب :
حلال نمىشود .
سؤال عز [ 77 ] :
شخصي امامت مىكند ومدار ومعاش أو بالتمام از وجوه برّ است ، نماز كردن با أو چه صورت دارد ؟
جواب :
هرگاه شرائط امامت را دارد واخذ وجوه مذكوره بر أو حلال باشد ؛ مانعى ندارد .
سؤال عح [ 78 ] :
شخصي به گمان دخول وقت به قصد وجوب ؛ وضوء يا غسل نموده ، وبعد از آن معلوم شده كه در آن وقت ؛ وقت داخل نشده بود ، به آن طهارت نماز مىتوان كرد يا نه ؟
جواب :
هرگاه ظنّ - يعنى : گمان راجح - به دخول وقت داشته ، ظاهرا مىتواند هر چند اعادهء آن طهارت أحوط است .
هامش
عمرو است ، كه چندين سال پيش بين أو وزيد مصالحه انجام شده است ، از اين جهت از شهود عادل ديگر ( شهود تعريف ) ويا از قرائن كمك مىگيرد ، واطمينان پيدا مىكند كه اين آقا همان عمرو است ، وپس از اطمينان به نفع يا ضرر أو شهادت مىدهد .