كه در عصر نبى ( ص ) معمول بوده .
و مراد از مال صلح با كفار مالى است كه در مصالحهء كفار ، از آنها گرفته شود و صرف مىشود تجهيز عساكر اسلام ، و اگر چيزى زياد ماند به مجتهدين مىرسد تا به فقراى مسلمين تقسيم كنند .
و مراد از انفال امام ( ع ) چند چيز است :
يكى : بقاياى غنائم كفار است كه ولىّ امر پيش از قسمت براى خود انتخاب كند ، مانند اسب دونده و جاريهء جميله و سيف صارم و البسهء نفيسه و ساير نفايس .
ديگرى : اراضى انفال و آن عبارت است از قطعات ملوك كفار كه اراضى اختصاص آنها است و ارض موات بالاصل و آنچه در حكم آن است و بالفعل قابل تعمير نيست و رؤس جبل و بطون اوديه ، و زمينى كه از آب دور يا آب بر آن غالب يا نيزار باشد يا درخت يا ريگ يا خاك آن بسيار بوده و احياى آن مشقت كلى در كار باشد .
و زمينى كه اهل آن تلف و هلاك شده و وارثى از ايشان نمانده و اثرى از ايشان معلوم نيست .
و زمينى كه اهل آن جلا كرده و در يد استيلاى مسلمين است .
و زمينى كه اهل آن بدون لشكر كشى تسليم كردهاند .
و زمينى كه در زمان حضور امام ( ع ) پارهاى از سپاه بدون اذن امام ( ع ) به آنجا رفته و به تصرف در آوردهاند .
لكن همه اينها مختص نبى ( ص ) و امام ( ع ) است و ملك كسى نمىشود و در اين زمان غيبت كه استيذان از امام ( ع ) ممكن نيست توليت آن با مجتهدين است و بايد صرف فوايد آن در اقسام طاعات و انواع قربات نمايند و اگر ايشان را متعذر باشد بايد به پادشاه اسلام اذن دهند و اگر نه اذن دهند و نه قيام آن توانند نمود ، واجب است پادشاه
سؤال و جواب فقهى ( فارسي ) — صفحة 567
مساهمون: قطب الدين الراوندي
ص٥٦٧