جهاد كفار لئام ، و بر آوريد تيغها از نيام ، براى حفظ بيضهء اسلام و در آييد در سلك ياوران ملك علاّم و جهاد كنيد به دفع كفار از شريعت سيد انام ( ص ) و طريقه اميرالمؤمنين ( ع ) و سيد الوصيين . اينكه براى شما حوران آراسته و غلمان به خدمت برخواسته [ خاسته ] ، پس بفروشيد جانهاى خود را به بهاى گران كه اندوخته شده است براى شما در جنات عاليه
« لا تَسْمَعُ فِيها لاغِيَةً فِيها عَيْنٌ جارِيَةٌ فِيها سُرُرٌ مَرْفُوعَةٌ وَ أَكْوابٌ مَوْضُوعَةٌ وَ نَمارِقُ مَصْفُوفَةٌ وَ زَرابِيُّ مَبْثُوثَةٌ »
« 1 » قيام كنيد به يارى مؤمنين تا در
هامش
الف ) اجازه دادن به فتح على شاه جهت اداره ارتش و تدبير حكومت جهت دفاع از سرزمينهاى مسلمين و نواميس آنها .
ب ) لزوم تبعيت از سلطان در اين جهت چون او از طرف حاكم شرعى و فقيه جامع الشرايط مأذون است .
ج ) سفارش به سلطان و زمام داران به رعايت تقوا و عدل و مساوات و اين كه با رعيت پدر گونه رفتار نمايند .
د ) اسرار جنگ را پنهان نگه داشته و آنها را به اغيار فاش ننمايند .
ه ) عدهاى از معلمين را جهت تعليم نماز و مسائل شرعيه و عبادات موظف نموده تا ارتش از حزب الله باشد .
و ) شعائر اسلام را به پا دارد و اذان گوها و ائمه جماعات را گماشته و نماز را در ارتش اقامه نمايند .
ز ) وعاظ را در ميان ارتش فرستاده جهت وعظ و بيان مفهوم شهادت در راه خدا .
ح ) مجتهدين جهت دفاع قيام نموده و از حوزه اسلام و مسلمين پاسدارى نمايند و بر مردم است كه آنها را يارى نموده و اينكه مخالفت با آنها مخالفت با امام زمان و رسول خدا و خداوند علام است .
ط ) به فتحعلى شاه اجازه گرفتن خراج و زكات را داده و صرف آنها جهت دفاع از اسلام .
ى ) بيان نمود كه اطاعت از سلطان در اين امر اطاعت از امام و پيامبر است با اين فرق اطاعت امام و خليفه وجوب ذاتى دارد نه به اعتبار جهات و اغراض و اطاعت از سلطان وجوب عرضى دارد چون تحصل غرض بر آن متوقف است .
( 1 ) . غاشيه ، آيات 11 - 16 .