آرزوى مرگ مىكنند « 1 » ؛ به جهت آن كه هرگاه يقين دارند كه اولياءاند البته علما اند « 2 » و هيچ عاقلى و عالمى حيات فانيه اين دنيا را ترجيح بر نعيم ابدى نمىدهد ؛ چه حيات دنيوى مشوب به آلام و اسقام و حوادث روزگار و معاشرت با اشرار است ، و لقاء حقّ - عزّ شأنه - در نعيم مقيم مبرّا از اينها است . پس معلوم شد كه تكبّر كردن و خود را عزيز و مقرّب به نزد خدا دانستن و استنكاف كردن از حضور به جماعات مؤمنان و اقتدا به نماز ايشان نكردن ، خوب نيست .
و آيهء هفتم :
« وَ لا يَتَمَنَّوْنَهُ أَبَداً بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ »
اشاره است به اين كه اينها دروغ مىگويند در اين دعوى ؛ به جهت آن كه اولياء خدا آن كسانىاند كه عالم و عامل و خاشع و خاضع و متواضعاند در بندگى و ساعىاند به سوى آنچه خدا و رسول امر فرمودهاند و دورى مىكنند از آنچه خدا و رسول نهى كردهاند . پس بر ايشان لازم است كه سعى نمايند به جمعات كه ذكر خداست ، و در آنجا طلب آمرزش مىشود از گناهان و چون آمرزش از براى ايشان حاصل شد از جمله اولياء خواهند بود .
آيهء هشتم :
« قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِي تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلاقِيكُمْ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلى عالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ »
اشاره است به آن كه اعتبارات و بزرگى دنيوى فانى است ، و مرجع همه به سوى خدا است ، كه عالم به سرّ و علانيه است « 3 » .
و چون در ضمن اين اشارات اثبات و ايضاح نمود كه عبادت و ذكر خداى تعالى
هامش
( 1 ) . در حقيقت آرزوى اولياى خدا رضاى خداوند مىباشد ؛ چنان كه در ادعيه ائمه هُدى ( ع ) آمده است : « رضاً برضاك ، لا معبود سواك » ، نه اين كه حتماً مرگ را از خداوند بخواهند ، البته از ظاهر آيهء برمى آيد كه خداوند خطاب به يهود مىفرمايد : « اگر شما از بين مردم فقط خود را اولياءاللّه مىدانيد ، پس آرزوى مرگ كنيد [ و از اموال و اعراض دنيوى چشمپوشى كنيد ] . »
( 2 ) . مضمون اين مطلب در آيهء كريمهء :« إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ »است . ( فاطر ، آيهء 28 ) .
( 3 ) . اشاره به سوره طه ، آيهء 7 ؛ فرقان ، آيهء 6 .