سيم : حين الجلوس در وقت انفصال براز : « اللّهم أطعمني طيّباً في عافية و أخرجه مني خبيثاً في عافية » .
و صدوق - رضوان اللّه تعالى عليه - در فقيه روايت كرده كه رسول ( ص ) به اين طريق مىگفته است : « اللهمّ كما اطعمتنيه طيّباً في عافية فأخرجه منّي خبيثاً في عافية » « 1 » .
چهارم : وقتى كه نظر بر براز افتد : « اللهمّ ارزقني الحلال و جنّبني الحرام » « 2 » .
پنجم : هنگام ديدن آب « 3 » : « الحمد للّه الذي جعل الماء طهوراً و لم يجعله نجساً » .
ششم : در وقت استنجاء : « اللهمّ حصّن فرجي و استُر عورتي و حرّمهما « 4 » على النار و وفّقني لما يقرّبني منك يا ذا الجلال و الاكرام » .
هفتم : وقت برخاستن ايستاده دست بر شكم كشيدن : « الحمد للّه الذي هنّأني و عافاني من البلوى » .
هشتم : در وقت خروج از بيت الخلاء يا انصراف از موضع تخلّى در صحرا : « الحمد للّه الذي عرّفني لذته و أبقى فيَّ قوّته و اخرج عني آذاه ، فيا لها من نعمة لا يقدّر القادرون قدرها » .
و در روايت ديگر « 5 » : « في جسدي » به جاى « في » « 6 » .
پاورقی
( 1 ) . من لا يحضره الفقيه ، ج 1 ، ص 23 ، ح 37 ، در آن آمده است : « فاخرجه مني » .
( 2 ) . من لا يحضره الفقيه ، ص 17 ، ح 38 .
( 3 ) . در بعضى از نسخهها در اينجا اضافه : « بگويد » دارد .
( 4 ) . تثنيه به اعتبار اختلاف مطلوب است ؛ چون او از خداوند خواسته است تحصين فرج را به اينكه از زنا دور باشد و زنا نكند و نيز خواسته بود كه عورت او را بپوشاند ، و اين امرى است مغاير با تحصين ، و شامل هر دو مىباشد و ممكن است تثنيه به اعتبار عورتين باشد .
( 5 ) . در « ص » : و در روايتى .
( 6 ) . چنان كه در من لا يحضره الفقيه ، ج 1 ، ص 17 ، ح 40 ، اين طور آمده است .