[ 7 ] و صفات تقديسيّه آن است كه يكى است به وحدت حقهء حقيقيه ، كه از هيچ جهت شريك و انباز ندارد .
و مقدّس و منزّه است از مثل و شبيه و نظير و كفو « 1 » و ندّ و ضد .
و جسم و جسمانى نيست و جوهر نيست و عرض نيست و منقسم به اجزاى مقدارى نيست و مركب از اجزاى ماهيت نيست ، خواه اجزاى معنويه مباينه و خواه اجزاى محموله ذهنيه .
احديّت حقّه و صمديّت مطلقه او متقدس است از كثرت قِبَل الذات و كثرت مع الذات و كثرت بعد الذات .
و مكانى و زمانى نيست ، بلكه خالق مكان و زمان است .
و متعالى و متعاظم است از حدود جهات و ابعاد و امتدادات .
و محال است كه مرئى شود و قوّت باصره ادراك او كند ، نه در دنيا و نه در آخرت .
[ 8 ] و ممكن ذاتى نيست كه حقيقت متقدسهء او در هيچ ذهنى از اذهان مرتسم شود « 2 » و هيچ مدركى از مدارك و مشعرى از مشاعر عاليه و سافله و عاقله و متخيّله را به ادراك كنه ذات و دريافت نفس ماهيت و تصوّر مرتبهء كمال كبرياى او ، راهى بوده باشد .
[ 9 ] و وجوه و صفات حقيقيه در جناب احديت او ، زائد بر ذات نيست ، بلكه عين مرتبهء ذات است و حقيقت واجب بالذات از ماهيتى وراى صرف وجود حق ، متعالى است ، و از شوائب ما بالقوه ، و تدريج و تعاقب و تغيّر و تبدّل ، من جميع
هامش
( 1 ) . در ص و « ج » : منزّه است از شبه و كفو و نظير .
( 2 ) . در « ج » : نشود .