از اين عبارت چنين برمىآيد هر دو بزرگوار از منصب شيخ الاسلامى كه بر آنها تحميل شده بود كراهت داشته و سعى داشتند كه از آن رهايى يابند « 1 » .
مرحوم شيخ حسين پس از عمرى تلاش و خدمت به مكتب اهل بيت ( ع ) در بحرين استقرار يافت و در آنجا منبع فيض براى عموم طبقات مردم و بالاخص شيعيان و علماى آن ديار قرار گرفت . پس از اقامتى كوتاه در آن ديار در سال 985 ق دعوت حق را لبيك گفته و پيكر مطهر او در منطقهاى به نام « المصلّى » يكى از روستاهاى « هجر » به خاك سپرده شد .
از آن زمان تاكنون مرقد پاك آن شخصيت و الا ، مزار عارفان و مشتاقان و شيعيان بحرين مىباشد . دربارهء درگذشت اين پدر مهربان ، فرزندش شيخ بهايى اشعارى را سروده كه حكايتگر عمق ارادت و محبت و احترام او نسبت به مقام والاى پدر بزرگوارش است :
يا جيرة هجروا و استوطنوا هجراً * واهاً لقلب المعنى بعدكم واها
يا ثاوياً بالمصلّى من قرى هجر * كسيت من حلل الرضوان ابهاها
أقمت يا بحر « 2 » في « البحرين » فاجتمعت * ثلاثة كنّ امثالًا و اشباها
ثلاثة انت انداها و أغزرها * جوداً و اعذبها طعماً و اصفاها
حويت من درر العلياء ما حويا * لكن درّك اعلاها و اغلاها « 3 »
هامش
( 1 ) . مراجعه شود به مقدمهى نور الحقيقة و نور الحديقة ، ص 9 .
( 2 ) . مرحوم بهايى پدرش را به دريا تشبيه كرده است چون او دريايى از علم و معرفت و صفات حسنه بود .
( 3 ) . معنى ابيات : اى همسايگانى كه هجرت كردند و در « هجر » سكنا گزيدند ، خدا به داد دل غمگين بعد از شما برسد .
اى كسى كه در « المصلى » از روستاهاى « هجر » خفتهاى ، خداوند تو را از زيباترين پوششهاى