غليظ نباشد و خوشطعم و خوشبو باشد ، نه گلوگير يا تيز يا شور يا مايل به ترشى يا بوى او مايل به عفونت باشد ، زيرا كه اينها همه دلايل ردائت است .
و شراب گرممزاج بايد كه سفيد صافى باشد ، مايل به ترشى و شراب سردمزاج كه سرخ و تنك و تيز باشد و شراب ترمزاج بايد كه غليظ و گلوگير باشد و شراب خشكمزاج بايد كه نازك و تازه و تنك باشد . ديگر احوال از اينجا معلوم مىشود به قدر تفكر .
پس ، شروع كنيم در دفع مضرتها .
[ آب زياده خوردن ]
مضرت آب زياده خوردن از چند وجه است :
* اول آنكه ضعيف مىكند حرارت غريزى [ را ] در همه اعضا و در اعضاى رئيسه [ و ] قواى چهارگانه ، يعنى جاذبه و ماسكه و هاضمه و دافعه ، ضعيف مىكند و در اعضايى كه آلتاند مثل دست و پاى ، ضعف حركت و رعشه پيدا مىكند .
* دوم آنكه قوت مميزهء جگر ضعيف مىكند و جگر تمييز آبى كه در اوست از خون نمىتواند كرد و آب زياده با خون به اعضا مىرود و استسقاى لحمى پيدا مىشود ، يا آن آب به دفع طبيعت به ميان صفاق و مراق مىافتد ، يعنى پردهاى « 1 » كه از اندرون ، گرد آلات شكم برآمده و پردهء بالاى آن تا روى پوست شكم و استسقاى زقى پيدا مىشود ؛ يا مميزهء گرده ضعيف مىكند و سلس البول با دشوارى آن و ضعف گرده پيدا مىشود و پيدا شدن اينها به سبب ضعف گرده ظاهر است ، چنانكه شيخ فرمودهاند ، اما اولى در اين محل آن است كه گوييم چون قوت مميزهء گرده ضعيف شود استسقاى لحمى پيدا شود ، همچنانكه در قوت مميزهء جگر بود ، بلكه نسبت اين مرض به اين سبب اولى است .
* سيوم آنكه طعام پيش از وقت به رگها برد و زحمتهاى بد پيدا شود .
هامش
( 1 ) . در نسخه پردهء آمده است و نه پردهاى .