تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت جلال الدين منكبرنى ( فارسى ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
در اين سال فريضهء حج گزاردم ، بيش از پنج هزار نفر كه از تشنگى مرده بودند در راه افتاده بودند و ما مدّت سه روز از ميان مردگان مىگذشتيم . فهرستى بالنّسبه كامل از افراد مبرّز اين خاندان آل مازه يا آل برهان كه ذكر ايشان در كتب آمده است مرحوم محمّد قزوينى تا آنجا كه بدست آورده بوده است در تعليقات بر لباب الألباب ( چاپ لايدن ص 332 تا 336 ) درج كرده است . بر آن فهرست يك نفر ضياء الدّين لقب ( اين برحسب نسخهء قديم معتبر است ، در چاپ قزوينى ج 1 ص 88 برهان الدّين است ) بايد افزود كه در جهانگشاى جوينى مذكور است ، و او در 636 در فتنهء تارابى به خلافت او برگزيده شد ( عبارت جوينى روشن نيست ) . در موقع تأليف آثار البلاد زكريّاى قزوينى ( 674 هجرى ) هنوز رياست بخارا در دست اين خاندان بوده است و چهار هزار فقيه و طالب علم را معاش مىداده‌اند ( چاپ و وستنفلد ص 343 و چاپ بيروت 510 ) . دو سه حكايت از اين صدر جهان مورد بحث و بعضى ديگر از افراد آن خاندان در كتاب جوامع الحكايات و لباب الألباب عوفى و مثنوى مولانا آمده است كه اينجا محلّ نقل آنها نيست . 37 / 5 عميدى و نشاورى ، مراد از عميدى چنين برمىآيد كه ركن الدين عميدى سمرقندى باشد كه زكريّاى قزوينى در آثار البلاد ذكرى از وى كرده و گفته است كه بطبع سليم و ذهن مستقيم خويش بر همهء مناظران برترى يافت ، و استاد ما اثير الدّين مفضّل بن عمر الأبهرى مىگفت « من مناظره‌كننده‌اى در فصاحت كلام و رسائى معانى و حسن تقرير و پاكيزگى بيان مانند عميدى نديدم » . و حكايت كرده‌اند كه وقتى زين الدّين عبد الرّحمن كشّى كه از علماى مبرّز بود در محفلى استدلال مىكرد ، عميدى حاضر بود و در بيان اينكه « از اين سخن
سيرت جلال الدين منكبرنى ( فارسى ) — صفحة 311 | مجهول / شهاب الدین نور الدین محمد زیدری نسوی / مجتبى مينوى