تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت جلال الدين منكبرنى ( فارسى ) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
برده شده است ، ولى زيدرى كه به شهرستان نسا تعلّق داشته و خرندز نزديك آن بوده است ظاهرا همين است . مرحوم محمّد تقى حكيم در گنج دانش قلعهء زيدر ديگرى را كه در راه خراسان در يك فرسخ و نيمى ميامى واقع است و حاجى ميرزا آقاسى درست كرده بوده است وصف مىكند ( ص 322 ) و سپس آن را بر زيدر مذكور در تواريخ تطبيق نموده از فاضل زيدرى نور الدّين محمّد منشى جلال الدّين خوارزمشاه ياد مىكند و نفثة المصدور را به او نسبت مىدهد . اين سهو و خطاست و در مقدّمه در آن باب بحث خواهد شد . در يادداشتهاى قزوينى ( ج 7 ص 201 و ما بعد ، زير كلمهء نسا ) نامه‌اى از پروفسور مينورسكى خطاب به آن مرحوم نقل شده است كه خلاصهء مضمون آن اينست : خرابهء شهر قديم نسا در مغرب عشق آباد ، بين آن شهر و ايستگاه راه آهن موسوم به « بزمئين » كه در نفحات الأنس اسم بسمه دارد . حاليّه قريهء تركمنها كه در جاى نسا بنا شده است باگير نام دارد ( اصلش باجگير است ) و در هجده كيلومترى عشق آباد و دوازده كيلومترى بزمئين است . تازگى مسيو سمنف
( A . Semenov )
براى معاينهء خرابهء نسا از طرف كميتهء محافظهء آثار قديم آسياى وسطى مأمور شده بود ، و مقاله‌اى نوشته كه در 1928 در تاشكند در 31 صفحه چاپ شده و خيلى نفيس است ، و دران از مسجد أنّاو و از نسا و از مرقد شيخ ابو سعيد در ميهنه
( Meana )
و از قبّهء سلطان سنجر در مرو بحث شده است . راجع به نسا مىگويد كه نشانى ازان نمانده است و اهالى باگير هر سنگى را كه ممكن بود ، برداشته و از براى بناهاى قريهء خود به كار برده‌اند و دهشان اكنون خيلى آباد است و چشمه‌هائى را كه در زير ريگ گم شده بود پيدا كرده‌اند و در عرصهء شهر قديم كشت مىكنند . چيزى كه در عرصهء نسا ديده
سيرت جلال الدين منكبرنى ( فارسى ) — صفحة 291 | مجهول / شهاب الدین نور الدین محمد زیدری نسوی / مجتبى مينوى