و فاعله قوه اى است كه عضلات و ادوات تحريك را مهياى تحريك گرداند .
و اما مدركه پس ده قوه است : پنج در ظاهر ، پنج در باطن .
[ انقسام مدركه به قواى ده گانه ظاهريه و باطنيه ]
اما پنج قوه ظاهره .
اول : باصره است و آن قوّه اى است كه حاصل آن روحى است كه در مجمع النّورين است ، و مراد از مجمع النورين موضع ملاقات دو عصبهء مجوّفه است كه از چپ و راست مقدّم دماغ رسته شده و به هم ملاقات كنند به حيثيتى كه تجويف هر دو در موضع ملاقات يكى شوند و بعد از ملاقات منعطف شده آن كه از طرف راست رسته است به حدقهء راست و آن كه از طرف چپ رسته به حدقهء چپ آيد و به اين قوّه نفس ادراك كند جميع رنگها و روشنىها را با لذات و جميع اشياء ملوّنه مضيئه را بالعرض .
و علما را خلاف است در آن كه مدرك با لذات عين مرئى است يا صورتى كه از آن منطبع گردد و در جليديهء ( 1 ) چشم و به وساطت آن در مجمع النورين و از آن منتقل گردد به حس مشترك .
هامش
( 1 ) . چشم انسان از ده جزء ( هفت طبقه و سه رطوبت تشكيل يافته است : 1 - طبقه جليديه . 2 - مشيمه . 3 - شبكيه . 4 - رطوبت زجاجيه . 5 - رطوبت جليديه . 6 - طبقه عنكبوتيه . 7 - طبقهء بيضيه .
8 - طبقهء عنبيه . 9 - طبقه قرنيه . 10 - طبقه ملتحمة . و شاعر طبيب آنها را به نظم آورده است .كرد آفريدگار تعالى به فضل خويش
چشمت به هفت پرده و سه آب منقسم
صلب و مشيمه شبكه زجاج آنگهى جليد
پس عنكبوت و بيض و عنب قرن ملتحمشرح منظومه فارسى ، ج 3 ، ص 142 .