تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التوحيد ( فارسي ) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
و مفسدهء ديگر اين كه معده و جگر و دل افعالى كه از اينها صادر مىشود به حرارت غريزى مىشود كه حق تعالى در جوف آدم محتبس گردانيده اگر در شكم فرجها و رخنه‌ها مىبود كه توان گشود و اندرون شكم را ديد و دست را داخل جوف توان كرد ، هر آينه برودت هوا به جوف مىرسيد و با حرارت غريزى مخلوط مىشد و عمل احشاى جوف باطل مىگرديد و آدمى هلاك مىشد . پس بدان كه هر چه اوهام به سوى آن مىرود به غير نحوى كه خالق حكيم اشياء را بر آن طريقه آفريده خطا و باطل است .

[ شهوتها و لطف در خلقت آنها ]

فكر كن اى مفضّل ! در افعالى كه حق تعالى در آدمى مقرر ساخته از خوردن ، و خواب رفتن ، و جماع كردن ، و آنچه در هر يك از اينها تدبير فرموده . به درستى كه براى هر يك از اينها در نفس آدمى محرّكى قرار داده كه مقتضى ارتكاب آن است و تحريص آدمى بر آن مىنمايد ، پس گرسنگى مقتضى طعام خوردن است كه زندگى و قوام بدن به آن است . و ماندگى و بىخوابى محرّك بر خواب است كه راحت بدن و استراحت قوتهاى بدنى به آن است . و شهوت ، محرّك بر جماع است كه دوام نسل و بقاى نوع انسانى به آن است . و اگر گرسنگى نبود و غذا خوردن براى آن بود كه آدمى مىداند كه بدن به آن محتاج است و در طبع آدمى حالتى نبود كه آدمى را مضطر گرداند به خوردن ، هر