اكثر معموره آفتاب به سمت رأس نزديك مىشود در تابستان و دور مىشود در زمستان اما به سمت رأس نمىرسد و چندان كه دورى از خطَّ استوا بيشتر مىشود تفاوت در ميان شب و روز بيشتر مىشود تا به جايى مىرسد كه روز به يك ساعت رسد يا كمتر و همچنين شب چنانچه نقل كردهاند كه تيمور در دشت قبجاق به جايى رسيد كه نماز شام كردند صبح طالع شد ، فرصت نماز خفتن نيافتند و باز به جايى مىرسد كه بيست و چهار ساعت روز باشد و آن روز را شب نباشد و همچنين شب بيست و چهار ساعت شود و آن شب را روز نباشد تا آن كه عرض به نود درجه برسد و آن را عرض تسعين گويند و در آنجا معدل النّهار بر افق منطبق شود و قطب شمالى كه نزديك ستارهء جدى است محاذى به سمت الرأس شود و دور فلك در آنجا رحوى باشد يعنى به روش آسيا گردد و شش ماه تمام روز باشد و شش ماه تمام شب و شبانه روزى يك سال باشد و مشرق و مغرب معينى نباشد اما در آنجاها از كثرت برودت و جهات ديگر كسى تعيّش نمىتواند كرد .
برگشتيم به ترجمهء حديث . [ انتهى كلام المترجم ]
[ سرما و گرما و منافع آن دو ]
عبرت بگير از سرما و گرما كه پياپى بر اين عالم وارد مىشود و به زياده و نقصان و اعتدال در اين جهان تصرّف مىنمايند براى آن كه چهار فصل در هر سال به هم رسد و مصالحى كه مذكور شد و غير آنها