تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التوحيد ( فارسي ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
رفاهيت مىگذراند ؟ و شتر با آن توانائى كه اگر عاصى شود جمعى كثير از مردان قوى به آن مقاومت نمىتوانند نمود ، چگونه منقاد كودكى مىگردد ؟ و گاو با آن قوّت چگونه اطاعت صاحبش مىنمايد تا خيش به گردنش مىنهد و آن را به شخم كردن مىدارد ؟ و اسب عربى نجيب ، الم و شمشير و نيزه را متحمّل مىشود براى موافقت صاحبش ؟ و گلَّهء گوسفند را يك مرد مىچراند ، اگر آنها پراكنده شوند و هر يك به طرفى روند كى مىتواند از پى همه برود و به دست آورد ؟ و همچنين جميع اصناف حيوانات كه مسخّر فرزند آدم گرديده‌اند ، نيست مسخّر شدن آنها براى آدمى مگر آن كه صاحب عقل و تدبير نيستند ، زيرا كه اگر اينها صاحب عقل و رويت ( 1 ) مىبودند هر آينه امتناع مىنمودند . از اكثر حوائج بنى آدم تا آن كه شتر اطاعت نمىكرد كسى را كه سرش را مىكشد ، و گاو اگر عاصى مىشد بر صاحبش ، و گوسفندان پراكنده مىشدند از نزد شبان خود ، و همچنين ساير حيوانات اطاعت صاحبان خود نمىكردند .

[ لطف در بىشعورى درندگان ]

و همچنين درندگان اگر صاحب رويت و تدبير مىبودند و با يك ديگر اتفاق مىكردند در ضرر بنى آدم ، هر آينه در اندك وقتى همه را مستأصل مىكردند و كى از عهدهء شيران و ببران و پلنگان و گرگان
هامش
( 1 ) . در باره كارى و كسى نظرى كردن و انديشه اى داشتن ، تفكّر .