مسلمانى بر مالى برخورد نموديم ، به حكم قانون يد بايد حكم كنيم به ملكيت او و آثار ملكيت را برآن مترتب سازيم .
- و يا قانون سوق المسلمين كه امارهء بر تذكيه است .
- و يا بيّنه و شهادت عدلين كه اماره ظنيّه براى حكم حاكم در فلان واقعه است .
- و يا غلبه و شياع ، كه امارهء ظنيّه در برخى از موضوعات از قبيل رؤيت هلال است .
2 - قواعد فقهيّهاى كه در موضوعات خارجيه جارى مىشوند و از اصول عمليّه تعبديّه مىباشند لكن نه به مناط افادهء ظنّ حجّت باشند مثل :
- اصالة الطهارة در مورد شكّ در طهارت يا نجاست فلان شىء و يا مايع خارجى .
- و يا قاعدهء فراغ در شكّ بعد از فراغت و پايان عمل .
- و يا قاعدهء تجاوز در شكّ بعد از تجاوز از محل .
- و يا اصل اصالة الصحة در حمل فعل مسلمان بر صحت .
الحاصل : استصحاب در موضوعات اگر از باب ظنّ حجّت باشد در قواعد فقهيّه داخل مىشود و چنانچه از اصول عمليّه باشد ، در قواعد فقهيّهاى داخل مىشود كه در موضوعات خارجيه جارى مىشوند .
* * *
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 68
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٦٨