Skip to main content

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — Page 628

Contributors:

P.628
شود چرا كه امكان دارد موضوع دليلى غير از موضوع واقعى باشد . نكته : دو صورتى كه گذشت مربوط به علم بود ، يكى علم به بقاء موضوع ، و يكى علم به ارتفاع موضوع . * پس غرض از ( و امّا الشكّ فى بقاء الموضوع تفصيلا . . . ) چيست ؟ بيان دومين و سومين صورت شكّ در بقاء حكم عقل و به عبارت ديگر پاسخ به يك سؤال مقدّر است كه تقديرش چنين است : * بله ، ما هم قبول داريم كه در احكام عقليّه ، بقاء حكم به بقاء موضوع بستگى دارد و ارتفاع آن نيز معلق به ارتفاع موضوع است و لكن گاهى هم شكّ ما در بقاء خود موضوع حكم عقل است . فى المثل : مايعى است سمى كه عقل حكم به قباحت شرب آن مىكند ، پس از مدتى شكّ مىكنيم كه آيا اين مايع هنوز هم سمى است يا نه ؟ يعنى الشك فى بقاء حكم العقلى ، للشك فى بقاء موضوعه . بنابراين : استصحاب مىكنم بقاء اين قبح را . يعنى عقل قبلا شرب اين مايع را قبحى مىدانست ، خوب اكنون هم قبيح مىداند ، بفرمائيد اين استصحاب چه اشكالى دارد ؟ و لذا شيخ مىفرمايد : اينكه مىگوئيد انسان گاهى در بقاء خود موضوع شكّ مىكند و اين شكّ ، سبب شكّ در بقاء حكم مىشود ، خود بر دو گونه است : 1 - گاهى شكّ در بقاء موضوع به دليل مشتبه شدن امور خارجيه است ، چنان كه در مثال فوق گفته شد ، اين يك مايعى است كه قبلا سمى بود و اكنون من نمىدانم كه باز هم سمى است يا نه ؟ پس منشا شكّ ما در اينجا در يك امر خارجى است ، يعنى تشخيص مايع سمى از مايع غير سمى براى ما ممكن نيست ، كه اين مطلب در بحث بعدى بررسى خواهد شد . 2 - و لكن گاهى شكّ ما در بقاء موضوع بخاطر اجمال موضوع است فى المثل : گاهى شما در دوران بين المحذورين قرار مىگيريد بدين معنا كه نمىدانيد فلان عمل حلال است يا حرام ؟ بفرمائيد اگر در چنين دورانى قرار بگيريد حكم عقل چيست ؟ در مباحث سابق گفته شد تخيير است يعنى عقل مىگويد : انت مخيّر بين الفعل و التّرك . و يا فى المثل : 1 - شما برخورد مىكنيد به ميت كافر و شكّ مىكنيد كه آيا دفنش واجب است يا نه ؟ عقل مىگويد : انت مخير بين الفعل و الترك . 2 - در مسير خود و يا در فرداى آن روز دوباره برخورد مىكنيد به ميت كافر ديگرى و دوباره