او حسابى هست يا نه ؟ پس روى ميّت گشودند و گفتند : بلى ، ما را با او حساب هست و زود مىبايد حساب كرد تا از رصافه نگذشته است ؛ كه از آنجا كه گذرانيدند و داخل صحراى نجف كردند ديگر بر او دستى نداريم و ما را با او حسابى نيست . آن مرد بيدار شد و خواب را از براى ياران خود نقل كرد و گفت : زود برداريد . ميّت را برداشتند و داخل صحراى نجف كردند .
مصنّف - رحمة الله عليه - مىگويد كه اگر خواهيم كه استيفاى امثال اين معجزات و كرامات بكنيم در طى كتب و اوراق ، بلكه در دفاتر سبع طباق ، درج كردن ممكن نيست ، بلكه از درياى بىپايان قطره اى و از خورشيد تابان ذرّه اى در سلك تقرير درآورديم ؛ كما قال المولوى :
نظم
يك دهن خواهم به پهناى فلك
تا بگويم وصف آن رشك ملك
گر بگويم وصف او بيحد شود
مثنوى هفتاد من كاغذ شود
* ( وَالسَّلامُ عَلى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدى ) * تمّت الرّسالة