است » .
در قرآن كريم است كه :
رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ
« 1 » : « خشنود است خداى از ايشان و خشنودند ايشان از خداى » .
وحى فرمود خداى تعالى به سوى داود - على نبينا و عليه السلام -
« يا داود تريد و اريد و انّما يكون ما اريد فان سلّمت ما اريد كفيتك ما تريد و ان لم تسلّم ما اريد اتعبتك في ما تريد ثمّ لا يكون الّا ما اريد . »
« 2 » : « اى داود ! تو ارادهاى مىكنى و من ارادهاى مىكنم و بدرستى كه مىباشد آنچه من اراده مىنمايم ؛ پس اگر در مقام ارادهء من تسليم شوى ، كفايت ارادهء تو را مىكنم و اگر تسليم نشوى ، به زحمت مىاندازم تو را در ارادهات و پس از آن نخواهد بود جز ارادهء من » .
خداى عز و جل در قرآن مجيد مىفرمايد :
لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ
. « 3 » : « از اينكه اندوهناك نشويد از آنچه از شما زائل داشت و شادمان نشويد به آنچه شما را نائل فرمود . » بدان كه رضا به قضاى خداى عز و جل ثمرهء محبت اوست ، زيرا كه آنكه كسى را دوست مىدارد ، به كردار او رضاى مىدهد و خشنودى بنده از خداى تعالى ، دليل است بر رضاى خداى تعالى از بنده
رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ
« 4 » و صاحب مرتبهء رضا از خدا با رضاى خداى از او ، چنان رضائى كه اجلّ سعادات و اكمل كمالات است ، همواره در راحت است ؛ زيرا كه اراده و غير اراده در نزد او يافت نمىشود :
وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ
إِنَّ ذلِكَ لَمِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ
. « 5 » : « خشنودى خداى ، بزرگ است » « و بدرستى كه اين از امورى است كه دل بدان بايد بست و زود آنگه بيايد » .
در اين باب بحثى ديگر در باب رضا [ خواهد آمد ] ان شاء الله تعالى .
و بدان : كه گريه منافى با رضا نيست و موجب سخط خدا نمىشود و بدرستى كه مرجع آن به سوى دل است و زودش خواهى شناخت - ان شاء الله - . از اين گونه است گريهء پيغمبران و امامان - عليهم السلام - بر فرزندان و دوستان خودشان و اين گريه امرى طبيعى است براى ايشان و باكى در آن نيست ، در وقتى كه مقرون به عدم رضاى الهى نباشد و
هامش
( 1 ) المائده / 119 .
( 2 ) توحيد صدوق : ص 337 .
( 3 ) الحديد / 23 .
( 4 ) المائده / 119 .
( 5 ) الشورى / 43