تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسكن الفؤاد (تسلية العباد) (فارسى) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤

5 . فهرست اشعار فارسى و عربى به ترتيب قافيه

اعطيته اذا اعطى سرور * و ان سلب الذى اعطى اثابا
54
انعم الله بالحبيبة علينا * و بمسراك يا اميم الينا
53
هو ابنى و انسى اجره لى و عزّنى * على نفسه رب اليه و لاؤها
93
ماذا على من شم تربة احمد ( ص ) * ان لا يشمّ مدى الزمان غواليا
139
و عين الرضا عن كل عيب كليلة * و لكن عين السّخط تبدى المساويا
27
انعى الوليد بن الوليد * ابا الوليد فتى العشيرة
140
صبر آمد و ليكن عاقبت * ميوهء شيرين دهد پرمنفعت
55
تغيّرت البلاد و من عليها * فوجه الارض مغبّر قبيح
123
ايزد دردى نيافريد به گيتى * كز پى آن دارويى نكو نفرستاد
63
گر آسوده ور مبتلا مىپسندد * چه خوشتر از اين كوبه ما مىپسندد
119
كفه‌اى بر ارض ماند پله‌اى بر آسمان * با فلك گر قدرى از قدر تو را ميزان كنند
51
مقصدى گر بود از خلقت همين آزار بود * ورنه در كنج عدم آسودگى بسيار بود
159
عشق از اول سركش و خونى بود * تا گريزد هركه بيرونى بود
74
طبعت على كدر و انت تريدها * صفوا من الاكدار و الاقذار
23
اى بلاى تو ز نعمت خوبتر * نعمتت نيز از بلا محبوبتر
156
انظر الى الدهر ذى الاضغان و الغير * لا سيما لاولى الاوضاح و الغرر
22
خوشا وقت شوريدگان غمش * اگر زخم بيند و گر مرهمش
115
اين سخن در گوش هوشم دوش آمد از سروش * گر خدا را دوستدارى در رضاى او بكوش
109
صبرت و كان الصبر خير مطية * و هل جزع منى ليجدى فاجزع
100
جزى الله عنّا الموت خيرا فانّه * ا برّ بنا عن والدينا و ارأف
97
خلاف عادت از او كس نديده است كه بود * كمينه عادت ديرينه‌اش خلاف و نفاق
22
ميكشان خرّم و زهاد غمينند مگر * گنه امّيد فزايد به دل و طاعت ، بيم
98
اين سخن وه كه چه‌خوش گفت يكى مرد حكيم * فقر اميد فزايد به دل و نعمت ، بيم
98
گه به سوى كرمت‌گاه به خود مىنگرم * پاى تا سر همه اميد و سراپا همه بيم
122