حضرت پيغمبرى از پيغمبران و صدق فرمايش را در اطاعت و اذعان هستى ، و فرزندى ارجمند در نزد خوددارى كه جانب به او بسته و اميدت به او پيوسته است و پيغمبرت خبر دهد كه اگر فرزندت را فدا دهى خود و فرزندت مىرهيد ، و الّا هر دو به خوارى جان مىدهيد ، آيا فداى پسرى را كه سلامتش را مسلّم مىدارى و به نجات و رهايى خود نيز اميدوارى ، عين مصلحت نمىشمارى و تعرض به هلاك خود و فرزند را عين مفسدت نمىانگارى ؟ چه بسيار كسى از مردم كه خود را فداى فرزند كرده و هلاك فرزند را نيز يقين داشتهاند ، چنان كه در قحطها و مفاوز و حروب ، اتفاق افتاده است و همهء اينها در مقام هلاكتى است كه درد و سختى آن در كمتر از ساعتى مىگذرد و بسا كه منتهى به بهشت جاودانى مىشود . پس چه گمان مىبرى به درد و المى كه خود جاودان باشد و ما وراء دور زمان «
وَ إِنَّ يَوْماً عِنْدَ رَبِّكَ * كَأَلْفِ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ
. » « 1 » : « بدرستى روزى در نزد خداى تو از آن روزها است كه معادل هزار سال از سالهائى است كه توانيد شمرد . » و هر گاه نگرد يكى از ما و مشرف شود بر الم و آتش آن روز
يَوَدُّ [ الْمُجْرِمُ ] لَوْ يَفْتَدِي [ مِنْ عَذابِ يَوْمِئِذٍ ] بِبَنِيهِ وَ صاحِبَتِهِ وَ أَخِيهِ وَ فَصِيلَتِهِ الَّتِي تُؤْوِيهِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً ثُمَّ يُنْجِيهِ كَلَّا إِنَّها لَظى نَزَّاعَةً لِلشَّوى تَدْعُوا مَنْ أَدْبَرَ وَ تَوَلَّى وَ جَمَعَ فَأَوْعى
. « 2 » :
« دوست مىدارد كه فدا كند فرزندان و زن و برادر و عشيرهء خود را كه به خود اتصال مىدهد و تمام كسانى را كه در روى زمين هستند و خدايش از آن آتش نجات بخشد ، نه چنين است ، آن آتش زبانهء دوزخ است كه پوست از سر مىكشد و به خود مىخواند كسانى را كه پشت به ايمان كردهاند و مال گرد آوردهاند و خسّت و امساك نمودهاند . » و اين است كه از پيغمبر خدا « صلّى الله عليه و آله و سلّم » وارد شده است كه به عثمان بن مظعون « 3 » فرمودند ، هنگامى كه پسرش وفات يافته و اندوه سخت بر خاطرش غالب آمده بود :
« يا ابن مظعون ! ان للجنّة ثمانية ابواب و للنار سبعة ابواب أ فما يسرّك ان لا تأتى بابا منها الّا وجدت ابنك الى جنبك آخذا بحجزتك ليستشفع لك الى ربك حتى يشفعه الله تعالى ؟ »
« 4 » : « اى پسر مظعون ! بدرستى كه براى بهشت هشت در و براى دوزخ
هامش
( 1 ) الحج / 47 .
( 2 ) المعارج / 11 - 18 .
( 3 ) يكى از صحابه پيامبر ( ص ) و بنا به روايتى از 13 نفرى بود كه نخست اسلام آوردند و سپس به حبشه هجرت نمود و در سال دوم هجرى پس از شركت در جنگ احد در مدينه در گذشت و در قبرستان بقيع مدفون گرديد . ( الاصابة في معرفة الصحابة 2 / 464 )
( 4 ) امالى صدوق : 63 .