و از آنهاست :
مالدوستى
مالدوستى از شاخه هاى دنيا دوستى است ، زيرا دوستى دنيا شامل دوستى هر لذت زودرس و عاجل است ، و مال يكى از اجزاء دنياست ، چنان كه جاه يكى ديگر از آنهاست ، و متابعت شهوت شكم و فرج يكى ديگر ، و انتقام جوئى به حكم غضب و حسد يكى ديگر ، و تكبّر و برترى جوئى يكى ديگر .
بالجمله ، دنيا اجزاء بسيار دارد كه همهء آنها در اين جمعند كه حظَّ و بهرهء عاجل و نقد دارد . بنابراين آفات دنيا شاخه ها و نواحى بسيار و گسترده دارد ، و ليكن بزرگترين آفات دنيا كه متعلَّق به قوهء شهويّه است مال است ، زيرا هر موجود زنده اى به آن محتاج است و از آن بىنياز نيست . پس در نبودن آن فقر پديد مىآيد و فقر در آستانهء كفر است ، و در بودن آن ( غنا و ثروت ) سركشى و طغيان دست مىدهد كه سرانجامش جز خسران نيست .
بنابراين مال از فوائد و آفاتى خالى نيست ، و فوائدش از منجيات و آفاتش از مهلكات است . و تشخيص و تمييز خير و شرّ آن از مشكلات است ، زيرا از فقدان آن صفت فقر پديد مىآيد و از وجود آن صفت غنا حاصل مىشود ، و اين هر دو صفت حالاتى است كه مورد امتحان و آزمايش انسان است .
امّا فاقد مال ممكن است دو حالت داشته باشد : قناعت و حرص ، كه يكى ستوده و پسنديده است و ديگرى نكوهيده و ناپسند . و حريص ( آزمند ) دو حالت دارد : يكى آنكه حرصش براى كسب و حرفه و صنعت است و به مال كسى چشم نمىدوزد و حرص خود را با كار و از دسترنج خود كامياب مىسازد ، ديگر آنكه
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 64
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص٦٤