( 1 ) 6 - اسماعيل بن مسلم سكونى از امام صادق عليه السّلام ، و آن حضرت از پدران بزرگوارش ، از امير مؤمنان على عليه السّلام روايت كرده است كه فرمود : چون در روز قيامت كسانى را كه در اين اسلام بدعت نهادهاند ، فرا خوانند ، قدريها در ميان آنان بسان خالى سفيد در پيكر گاوى سياهرنگ ( كاملا ) مشخصاند ، و از طرف حضرت حق به آنان خطاب مىشود كه : چه مىخواهيد ؟ در جواب گويند : ما خشنودى تو را خواستاريم ! خداوند فرمايد : لغزشهاى شمايان را بخشيدم و گناهانتان را ( نيز ) آمرزيدم ، به جز قدريها ( كه گناه ) آنان را نمىبخشم زيرا آنان ( به گمان اينكه بر صراط مستقيمند ) ندانسته به شرك گراييدند ( و من بر خود لازم و واجب ساختهام كه از گناه شرك در نگذرم ) .
( 2 ) 7 - و به همين سند ، از امير المؤمنين عليه السّلام روايت شده است كه مجاهد ، دوست عبد اللَّه بن عباس به خدمت امير مؤمنان على عليه السّلام شرفياب شد و در حالى كه پرسيد :
اى امير مؤمنان ! نظر شما در بارهء قدريها چيست ؟ ! و امير مؤمنان در خانه از او پرسيد :
آيا كسى از اين گروه ، كسى همراه تو است ؟ يا در اين جمع ، از آنان كسى هست ؟
مجاهد عرض كرد : با آنها چه مىكنى ؟ ! حضرت فرمود : ابتدا آنان را ( از عقيدهء نادرستى كه دارند ) به توبه دعوت مىكنم ، اگر توبه كردند رهايشان مىكنم و گر نه
ثواب الأعمال وعقاب الأعمال ( پاداش نيكيها و كيفر گناهان ) ( فارسى ) — صفحة 537
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٥٣٧