كه جز با نظرى دقيق و بريدن راههاى دشوار و دور كه با توفيق بسيار قرين نيست نمىتوان به آن دست يافت .
بخش 33
مىبينيم كه انسان با وجدان به يقين مىداند اجسامى كه تاكنون نديده است نيز مانند اجسامى كه ديده است همه حادثند و اثبات و دريافت اين مطلب را نيازى به گفتگوى مفصل و مباحثه پردازى نيست . زيرا عقل به اين امر حكم مىكند كه هر جسم مركب است و هر مركب داراى عرض و طول و عمق است . زيرا اگر جسم از تركيب و تأليف خارج باشد جسم نيست و صفت جسميّت ندارد .
نيز مىدانيم كه هر جسم نيازمند به حيّزى مىباشد كه در آن قرار گيرد و مكان ، قبل از جسم وجود دارد .
پس جسم بالضروره از مكان متأخر است يعنى اول مكان وجود دارد سپس جسم در آن مكان قرار مىگيرد .
بنا بر اين هر كس كه داراى شعور عادى باشد مىفهمد كه جسم حادث است .
بخش 34
و من مىگويم اجسام با اين وصف روشن ، مسلم مىدارد كه موجودى ، با تدبير خود اجزاى آن را تأليف كرده و احداث نموده است .
و از روى مصلحتى با ريزه كاريهاى بيشمار آن را به وجود آورده است .
پيمبران ، و كتابهاى آسمانى با اين نشانههاى روشن معرفت الهى
كشف المحجة لثمرة المهجة ( فانوس ) ( فارسي ) — صفحة 32
مساهمون: اسد الله مبشرى
ص٣٢