تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجة لثمرة المهجة ( فانوس ) ( فارسي ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
نسبى والايى . اگر امكان داشت و بر ما منت مىگذاشتى و بسا جوانمردان كه خشم گلوشان را مىفشارد با آن همه منت مىگذارند و مىبخشايند و بندهء تو از نظر پيوند خويشاوندى به تو نزديكتر است و بيش از همه بر تو حق دارد . ) چون خواجه كائنات اين اشعار شنيد فرمود اگر اين اشعار به من رسيده بود او را مىبخشودم و تو اى مولاى بزرگوار در همه صفات پسنديده پيرو نياى بزرگوار خويشى ( ص ) . نيز بگو به آن امام بزرگوار : من در حديث ديده‌ام كه وقتى حضرت موسى ( ع ) بقارون كه از خويشان او بود نفرين كرد زمين او را در كام كشيد . قارون فرياد بر آورد و گفت « و وا رحماه » از آستان الهى به زمين فرمان رسيد كه ديگر او را فرو مبر يعنى پروردگار رحمان حق خويشاوندى را محترم مىشمارد نيز من اينك اى امام بزرگوار به آستان تو عرضه مىدارم . « و وا رحماه ! » و جز اين سخنان هر چه خداى تعالى بر ضمير و بر دل تو الهام فرمايد و به زبان تو مىگذارند بحضرتش عرضه دار نيز عرضه كن كه پدرم مرا آگاه كرده است كه مرا به تو سپرده است و سفارش مرا به تو كرده است و به اذن خداى تعالى مرا بنده تو قرار داده است و همانا كه آن حضرت ( ع ) به تو پاسخ خواهد داد .